گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ 28/6/94  از همشهری عزیزمان بهمن صباغ زاده

جلسه با حضور آقایان و خانم‌ها: محمد مخلصی، رضا نجاتیان، بهمن صباغ زاده، علی محمودی، آقای خرمشاهی، جعفر حسینی، علیرضا بقایی، خانم حسن نیا، نسیم حسن نیا، صادق امامی، احمد ذباح، علی معلم، جلیل واعظی، رضا ناصری، غلام‌محمد یوسفی، مهدی یعقوبی، رضا وفاپور، مرتضی غلامپور و ... مطابق معمول در حسینیه‌ی صفارشرق برگزار شد و ساعت 10:50 شب به پایان رسید. (از آقایان و خانم‌هایی که نام‌شان در این بخش نیامد عذرخواهی می‌کنم. این قصور به علت این است که متاسفانه تمام شرکت‌کنندگان در جلسه را نمی‌شناسم.)

خلاصه‌ی داستان اول (هاروت و ماروت):

هاروت و ماروت دو فرشته بودند که وقتی گناهان انسان‌ها را می‌دیدند می‌گفتند که دست می‌خاییدند و شکوه می‌کردند. خداوند به ایشان گفت: به غافل در گناهکاران منگرید که اگر شما هم عصمتی دارید از من دارید.

 

ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی ارسالی از همشهری عزیز بهمن صباغ زاده  به تاریخ 21/6/94

جلسه با حضور آقایان و خانم‌ها: رضا نجاتیان، بهمن صباغ زاده، صادق امامی، جعفر حسینی، آقای خرمشاهی، علی محمودی، محمد مخلصی، رضا ناصری، کاظم سلطان پور، حسین رجائی، محمدعلی نجاتیان، خانم نجاتیان، خانم رستم زاده، خانم حسن نیا، احمد ذباح، آقای اسدالهی، معین اسدالهی، جلیل واعظی، مرتضی غلامپور و ... مطابق معمول در حسینیه‌ی صفارشرق برگزار شد و ساعت 10:27 شب به پایان رسید. (از آقایان و خانم‌هایی که نام‌شان در این بخش نیامد عذرخواهی می‌کنم. این قصور به علت این است که متاسفانه تمام شرکت‌کنندگان در جلسه را نمی‌شناسم.)

خلاصه‌ی داستان (دعای بلعم باعور):

 بلعم باعور در زمان حضرت موسی زندگی می‌کرد و مردم به او بسیار اعتقاد داشتند. او بیماران را دعا می‌کرد و ایشان شفا پیدا می‌کردند. پس دچار عُجب و غرور شد و خود را از موسی برتر دانست. وی نزد خدا دعا کرد که موسی و قومش را نامراد کند. اما خداوند کاری کرد که قوم خود را نفرین کرد. داستان زندگی بلعم باعورا را می‌توانید در ویکی‌پدیا بخوانید

ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ 10/5/94 از همشهری عزیز بهمن صباغ زاده

جلسه با حضور آقایان و خانم‌ها: رضا نجاتیان، محمدجواد اسماعیل‌زاده، بهمن صباغ زاده، صادق امامی، علیرضا بقایی، حسین رجایی، محمد مهدی اسماعیل زاده، محسن حداد، محمد مخلصی، ابوالفضل سریزدی، علی محمودی، ابوالفضل صفارشرق، محمدعلی نجاتیان، خانم نجاتیان، خانم حسن نیا، نسیم حسن نیا، علی ستاره، جلیل واعظی، مرتضی غلامپور و ... مطابق معمول در حسینیه‌ی صفارشرق برگزار شد و ساعت 11:02 شب به پایان رسید. (از آقایان و خانم‌هایی که نام‌شان در این بخش نیامد عذرخواهی می‌کنم. این قصور به علت این است که متاسفانه تمام شرکت‌کنندگان در جلسه را نمی‌شناسم.)

به نام آفریننده‌ی زیبایی

درود دوستان عزیز. این هفته دکتر نجاتیان داستان شیر و نخجیران از دفتر اول را انتخاب کرده بودند طبق یادداشت‌های من این داستان آخرین بار در زمستان سال 1392 در چند جلسه توسط آقای محمود آخوندزاده ارائه شد. این داستان که اصل آن در کلیله و دمنه آمده است داستانی کوتاه است که مولانا به آن آب و تاب خاصی داده است و مسائل مختلفی را در خلال آن آورده است

ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ 3/5/94  از همشهری عزیزمان بهمن صباغ زاده

جلسه با حضور آقایان و خانم‌ها: محمد مخلصی، بهمن صباغ زاده، علی محمودی، سید کاظم بهشتی، محسن عربشاهی، ابوالفضل صفارشرق، نسیم حسن نیا، آقای شجاعی، محسن خرمشاهی، خانم خرمشاهی، علی ستاره، رضا ناصری، محمد جواد اسماعیل‌زاده، مرتضی غلامپور و ... مطابق معمول در حسینیه‌ی صفارشرق برگزار شد و ساعت 11:15 شب به پایان رسید. (از آقایان و خانم‌هایی که نام‌شان در این بخش نیامد عذرخواهی می‌کنم. این قصور به علت این است که متاسفانه تمام شرکت‌کنندگان در جلسه را نمی‌شناسم.)

درود دوستان عزیز. بعد از بیش از یک ماه از تعطیلی جلسه‌ی مثنوی‌خوانی این شنبه‌شب جلسه‌ی مثنوی‌خوانی برگزار شد. اگر در خاطر دوستان مانده باشد قبل از ماه رمضان داستان اعرابی و خلیفه را شروع کردیم

ادامه نوشته

مثنوی خوانی, جلسه مثنوی خوانی به تاریخ 1394/03/16

 

جلسه با حضور آقایان و خانم‌ها: محمد مخلصی، ابوالفضل سربزدی، سید کاظم بهشتی، محمودآخوزندزاده، علیرضا باصری، محمدابراهیم علیزاده، جلیل واعظی، محمدجواد اسماعیل زاده، حمید فریدون‌فر، محسن حداد، محمود عسکری، جلیل حداد، صادق امامی، کاظم سلطان پور، رضا نجاتیان، معین حداد، بهمن صباغ زاده، محمدعلی نجاتیان، محسن عربشاهی، علی محمودی، حسن رحمتی، آقای قهرمانی، خانم حسن نیا، نسیم حسن نیا، خانم حسن زاده، خانم نجاتیان، خانم واعظی، مرتضی غلامپور و ... مطابق معمول جلسه در ساعت 21:16 شب آغاز شد.درحسینیه‌ی صفارشرق برگزار شد و ساعت 10:34 شب به پایان رسید. (از آقایان و خانم‌هایی که نام‌شان در این بخش نیامد عذرخواهی می‌کنم. این قصور به علت این است که متاسفانه تمام شرکت‌کنندگان در جلسه را نمی‌شناسم.)

ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ 26/11/92 از همشهری عریر بهمن صباغ زاده

به نام آفریننده‌ی زیبایی

درود دوستان عزیز. این شنبه‌شب هم مانند هر هفته دوستداران سخن ملای روم دور هم جمع شدند تا ابیاتی دیگر از مثنوی معنوی را با هم بخوانند و راجع به آن با هم صحبت کنند. طبق روال چند هفته‌ی اخیر روایت داستان بر عهده‌ی جنای آقای محمود آخوندزاده بود. احسان انوریان هنرمند همشهری هم جلسه را اداره می‌کرد.جلسه با حضور آقایان: جلیل حداد، علی خرقانی، احسان مردان‌پور، غلامرضا نجفی، احسان انوریان، محمود آخوندزاده، محمد مهدی رشیدی، بیژن حسن نیا، علی صفایی، محمد مهدی اسماعیل زاده، محمدعلی نجاتیان، علیرضا باصری، مهدی یعقوبی، هادی عابدی، کاظم بهشتی، محسن عربشاهی، محمدابراهیم علیزاده، رضا نجاتیان، بهمن صباغ زاده، علی اکبر عباسی، رضا ناصری، مجید قندهاریان، جلیل قندهاریان و خانم‌ها: رستم زاده، خدادایان، حسن نیا مطابق معمول در حسینیه‌ی صفارشرق برگزار شد و ساعت 10:42 شب به پایان رسید. (از آقایان و خانم‌هایی که نام‌شان در این بخش نیامد عذرخواهی می‌کنم. این قصور به علت این است که متاسفانه تمام شرکت‌کنندگان در جلسه را نمی‌شناسم و پرسیدن را هم بی‌ادبی فرض کردم.)

ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ 19/11/92  از همشهری عزیز بهمن صباغ زاده

به نام آفریننده‌ی زیبایی

درود دوستان عزیز. این شنبه‌شب هم مانند هر هفته دوستداران سخن ملای روم دور هم جمع شدند تا ابیاتی دیگر از مثنوی معنوی را با هم بخوانند و راجع به آن با هم صحبت کنند. طبق روال چند هفته‌ی اخیر روایت داستان بر عهده‌ی جنای آقای محمود آخوندزاده بود. احسان انوریان هنرمند همشهری هم جلسه را اداره می‌کرد. ابتدا ابیاتی از داستان شیر و نخجیران از دفتر اول را آقای آخوندزاده خواندند که چهارمین قسمت از این داستان بود و از بیت 1050 شروع می‌شد. ابیات خوانده شده در این هفته مربوط به بخشی از داستان است که شیر از دیر آمدن خرگوش عصبانی شده است و خرگوش آرام از راه می‌رسد. در این بخش از داستان هم نکات فرعی زیادی وجود دارد که مولانا در خلال داستان بیان کرده است. در واقع هرازگاه مولانا چند بیتی از داستان اصلی که شیر و نخجیران باشد می‌گوید و باز از داستان بیرون می‌رود و مسائلی دیگر را مطرح می‌کند از جمله: چگونه ضعیف بر قوی حاکم می‌شود، قضای الهی چیست، داستان هدهد و سلیمان، رجحان همدلی بر همزبانی، راز علم اسما که در نزد خداوند است، دچار تردید شدن آدم که نهی خداوند جنبه‌ی تحریمی دارد یا تنزیهی، مؤمنان از سیمایشان شناخته می‌شوند و رابطه‌ی جزئیات و کلیات در جهان؛ در ادامه زمانی هم به سخنان استاد کاظم بهشتی اختصاص یافت و ایشان نکاتی فلسفی راجع به رابطه‌ی جزو و کل و همچنین تفاوت شکل عینی و ذهنی موجودات بیان کردند.

ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ 12/11/92  از همشهری عزیز بهمن صباغ زاده

به نام آفریننده‌ی زیبایی

درود دوستان عزیز. شنبه‌شبی دیگر از راه رسید و مثل همیشه دوست‌داران کلام ملای روم در حسینیه‌ی صفارشرق دور هم جمع شدند تا شبی دیگر را در محضر مولانا بنشینند و از کتاب شریف مثنوی بیاموزند. راوی داستان این هفته نیز جناب آقای محمود آخوندزاده بودند که مثنوی معنوی مولوی را چون گنجی در سینه دارند و مدیریت جلسه هم طبق روال همیشه به عهده‌ی احسان انوریان هنرمند خوب همشهری بود. اگر گزارش هفته‌ی گذشته را خوانده باشید و یا در جلسه‌ی مثنوی‌خوانی شرکت کرده باشید می‌دانید که هفته‌ی گذشته تا بیت 1067 دفتر اول خواندیم که مولانا چند بیتی پیرامون معراج پیامبر سخن می‌گوید و به سدرة‌المنتهی اشاره می‌کند که جبرئیل از همراهی پیمبر بازمی‌ماند و پیش‌تر نمی‌تواند برود

ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ   5/11/92  از همشهری عزیز بهمن صباغ زاده         

درود دوستان عزیز. اگر پی‌گیر گزارش‌های جلسه‌ی مثنوی‌خوانی باشید می‌دانید که هفته‌ی گذشته داستان شیر و نخجیران را شروع کردیم. این داستان از بیت 900 دفتر اول شروع می‌شود و تا بیت 1372 ادامه دارد. در جلسه‌ی اول 100 بیت آغازین این داستان را از زبان جناب آقای آخوندزاده شنیدیم. این هفته نیز آقای آخوندزاده قسمت دوم همان داستان را یعنی از بیت 1000 به بعد برای حضار خواندند و بیت به بیت معنی کردند و پیش رفتند تا رسیدیم به بیت 1067 که متاسفانه زمان روایت داستان به اتمام رسید.جناب آخوندزاده‌ی عزیز داستان را در همین‌جا متوقف کردند و این وعده را دادند که هفته‌ آینده را با غزلی از مولانا شروع خواهند کرد که مرتبط است با آخرین ابیات خوانده شده‌ی این هفته. بقیه‌ی زمان جلسه را به اظهار نظر و همفکری در مورد جنبه‌های مختلف داستان پرداختیم. شما را به خواندن گزارش این هفته دعوت می‌کنم.

ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ   28/10/92از همشهری عزیز بهمن صباغ زاده

به نام آفریننده‌ی زیبایی

درود دوستان عزیز. شما که گزارش‌های این وبلاگ را هر هفته می‌خوانید می‌دانید که شنبه‌‌شب‌ها عده‌ای از دوستانم در حسینیه‌ی صفارشرق در باغسلطانی 9 دور هم جمع می‌شوند و با هم حکایتی از مثنوی معنوی اثر بزرگ مولانا جلال‌الدین را ‌می‌خوانند. معمولا روایت حکایت مولانا بر عهده‌ی دوست عزیزم رضا نجاتیان است و احسان انوریان هم مدیریت جلسه را بر عهده دارد. این هفته دکتر رضا نجاتیان در جلسه نبودند و روایت حکایت را جناب آقای محمود آخوندزاده به عهده گرفته بودند. قسمت اول داستان شیر و نخجیران را از زبان ایشان شنیدیم و پس از خوانده شدن داستان، دوستان به اظهار نظر در مورد داستان این هفته پرداختند و نظرات خود را در خصوص جهد و توکل بیان کردند و سخنان استاد سید کاظم بهشتی نیز حُسن ختام جلسه بود.

ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ   21/10/92از همشهری عزیز بهمن صباغ زاده

جلسه طبق معمول مدیریت جلسه با احسان انوریان هنرمند خوب همشهری بود و روایت داستان به عهده‌ی دکتر رضا نجاتیان بود که ابیات برگزیده قرائت شد و بعد از جلسه دوستان به اظهار نظر در خصوص داستان این هفته‌ی مثنوی پرداختند و هر کس نقطه‌نظر خویش را در این خصوص ابراز کرد.


خلاصه‌ی داستان (منافقان و مسجد ضرار):

وقتی پیغمبر مسجد قبا را مدینه تاسیس کرد، عده‌ای از منافقین هم در برابر آن مسجدی تاسیس کردند به نام مسجد ضرارو از پیغمبر می‌خواستند که بیاید در مسجد ایشان نماز بگذارد. پیغمبر عازم غزوه بود و ورود به مسجد را به بعد از غزوه واگذار کرد. پس از اتمام غزوه منافقان درخواست خود را تکرار می‌کنند و در این اثنا آیاتی نازل می‌شود و نیت منافقان بر پیامبر آشکار می‌شود. پیامبر دستور می‌دهد که آن مسجد را خراب کنند و آن‌جا را تبدیل به زباله‌دانی کنند

ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ   14/10/92از همشهری عزیز بهمن صباغ زاده

درود دوستان مهربان. شنبه‌شبی دیگر بود و دوستان انجمن مثنوی‌خوانی دور هم جمع شده بودند. هفته‌ی گذشته قسمت اول این داستان یعنی داستان دوستی خرس را با هم خواندیم و این هفته قسمت دوم این داستان در برنامه‌ی جلسه قرار گرفته بود. دکتر رضا نجاتیان حکایت این هفته را از روی نسخه‌ی نیکلسون بازخوانی کرد و پس از خواندن حکایت جلسه را به احسان انوریان سپرد تا نظر حاضرین را پیرامون داستان این هفته جویا شود. هر یک از دوستان به اظهار نظر در خصوص داستان‌های این هفته با محوریت تجانس و همنشینی و دوستی و موارد مشابه پرداختند.


خلاصه‌ی داستان (دوستی خرس)

خلاصه‌ی داستان دوم (جالینوس و دیوانه)


خلاصه‌ی داستان سوم (دوستی زاغ و لکلک)

ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ   7/10/92از همشهری عزیز بهمن صباغ زاده

درود دوستان مهربان. شنبه‌شبی دیگر بود و بچه‌های انجمن مثنوی‌خوانی دور هم جمع شده بودند تا شبی دیگر را در محضر درس مولانای بزرگ بنشینند تا نور معرفت ملای روم بر ایشان بتابد. داستان این هفته داستان بسیار زیبایی است که یادم می‌آید در کتاب‌های درسی زمان تحصیل من و هم سن و سال‌هایم نیز بود. این داستان در کتاب‌های درسی به‌صورت بسیار خلاصه شده آمده بود اما در واقع این داستان از دفتر دوم مثنوی چند داستان زیبای دیگر هم در دل خود دارد که در جای خود بسیار مهم هستند

ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ 2/6/92 از همشهری عزیز بهمن صباغ زاده

درود دوستان. مثنوی‌خوانی‌ای دیگر و شنبه‌شبی دیگر را در مجلس مولانا نشستیم و با روایت دکتر رضا نجاتیان و مدیریت احسان انوریان گوش سپردیم به کلام ملای روم. جلسه‌ی امشب جلسه‌ی بسیار خوبی بود و مثل همیشه دو ساعت مملو از زیبایی و شیرینی را کنار دوستانم گذراندم.

خلاصه‌ی داستان:

طاووسی در دشت پر و بال خود را می‌کند و بر زمین می‌ریخت. حکیمی از آن‌جا می‌گذشت، جلو رفت و به او گقت: چگونه دلت می‌آید این پر و بال زیبا را چنین در خاک و گل اندازی و این چنین نعمت را ضایع می‌گردانی. مگر نمی‌دانی آفریننده‌ی این پرهای زیبا چه کسی است. طاووس به او جواب داد: مگر نمی‌دانی که همین پر و بال زیبا چه بر سر من و هم‌نوعانم آورده است؟! صیادان روز و شب به کمین ما می‌نشینند و دام می‌گسترند. پر را می‌کنم تا سر را حفظ دارم.

ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ 11/3/92 از همشهری عزیز بهمن صباغ زاده

درود دوستان. باز هم سه‌شنبه‌‌شبی دیگر رسید و دوستان انجمن مثنوی‌خوانی دور هم جمع شدند و به کلام مولانا دل سپردند. مثل همیشه روایت داستان به عهده‌ی دکتر رضا نجاتیان بود و احسان انوریان هنرمند خوب همشهری مدیریت جلسه را عهده‌دار بود. ابتدا خلاصه‌ای از مطالب هفته‌ی گذشته عنوان شد و سپس داستان خوانده و مورد بحث و نظر دوستان قرار گرفت. قسمت‌های خوانده شده در امشب اوج داستان بود مخصوصا آن بخشی که نمامان و سخن‌چینان به اذن شاه به حجره‌ی ایاز می‌روند و با خود گمان کردند که این چارق و پوستین روپوشی است برای گنج ایاز و شروع به کندند کردند. در اینجا مولانا می‌گوید چاله‌ها و حفره‌ها به زبان آمده بودند و می‌گفتند ایاز گنجی ندارد و شما با این کار آبروی خود را برده‌اید و ایشان هم شروع کردند به پُر کردند چاله‌ها

جلسه‌ی آینده در تاریخ سه‌شنبه 18/4/1392 ساعت 9:30 شب در مکان همیشگی (حسینیه صفار شرق؛ خ باغسلطانی؛ باغسلطانی 9) برگزار خواهد شد. موضوع آن ادامه‌ی داستان ایاز از انتهای دفتر پنجم و دفتر ششم خواهد بود

ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ 4/4/92از همشهری عزیز بهمن صباغ زاده

درود دوستان. در حکایت امشب ابیاتی هست که هوش از سر آدم می‌برد و واقعا آدم را به وجد می‌آورد. آنجا که به قول خود مولانا اول ماه است و اولین روز از سه روز دیوانگی اوست، پیشنهاد می‌کنم این ابیات را با دقت بیشتری بخوانید. بارها در جلسه پیش آمده که در یک حکایت با حاشیه‌هایی مواجه شده‌ایم که به مراتب مهم‌تر از متن بوده‌اند. در این داستان هم این حاشیه‌ها وجود دارد که بسیار اهمیت دارند. مثلا آنجا که دارد از از صورت قصه بحث می‌کند تا بدین‌ بیت که: (تو جهان را قدر دیده دیده‌ای/ کو جهان؟ سبلت چرا مالیده‌ای؟) خلاصه این حاشیه‌ها را با دقت بخوانید که بسیار قابل تامل است

جلسه‌ی آینده در تاریخ سه‌شنبه 11/4/1392 ساعت 9:30 شب در مکان همیشگی (حسینیه صفار شرق؛ خ باغسلطانی؛ باغسلطانی 9) برگزار خواهد شد. موضوع آن هنوز مشخص نیست، به محض این‌که موضوع مشخص شود به اطلاع شما خواهم رساند.

ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ 28/3/92

به نام آفریننده‌ی زیبایی
درود دوستان علاقه‌مند به مثنوی و مولانا و جلسات مثنوی‌خوانی. این سه‌شنبه‌شب نیز مانند هر هفته دور هم جمع شدیم و از زبان دکتر رضا نجاتیان حکایت این هفته را شنیدیم. در این حکایت نکته‌ی زیبایی که به نظرم رسید ایجاز و اطنابی  بود که ملای رومی در سرودن داستان به کار برده بود که به نظر من چون در راستای معنی است بسیار خوش نشسته است
جلسه‌ی آینده در تاریخ سه‌شنبه 4/4/1392 ساعت 9:30 شب در مکان همیشگی (حسینیه صفار شرق؛ خ باغسلطانی؛ باغسلطانی 9) برگزار خواهد شد. موضوع آن هنوز مشخص نیست، به محض این‌که موضوع مشخص شود به اطلاع شما خواهم رساند.
 
ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ 14/3/92 از همشهری عزیزمان بهمن صباغ زاده

درود دوستان. جلسه مانند همیشه در محیط صمیمی و دوستانه‌ای برگزار شد. مثل همیشه مدیریت جلسه به عهده‌ی احسان انوریان بود و دکتر دضا نجاتیان روایت‌گر داستان‌های شیرین مثنوی معنوی بود. امشب معرفی کتاب هم داشتیم که هنرمند همشهری احسان انوریان بر عهده گرفته بود که در بخش جداگانه‌ای تحب عنوان معرفی کتاب به آن می‌پردازم. جلسه‌ی آینده در تاریخ سه‌شنبه 21/3/1392 ساعت 9:30 شب در مکان همیشگی (حسینیه صفار شرق؛ خ باغسلطانی؛ باغسلطانی 9) برگزار خواهد شد. موضوع آن هنوز مشخص نیست، به محض این‌که موضوع مشخص شود به اطلاع شما خواهم رساند

ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ 7/3/92 ارسالی از همشهری عزیز بهمن صباغ زاده

درود دوستان. طبق معمول جلسه با مدیریت احسان انوریان هنرمند همشهری و روایت دکتر رضا نجاتیان برگزار شد. این هفته داستانی از ابتدای دفتر ششم را خواندیم که ماجرای بلال حبشی بود و احد احد گفتن او، داستان بسیار زیبایی بود که بعد از روایت داستان، دوستان حاضر در جلسه برداشت‌ها و نظرات خود را عنوان کردند.

خلاصه‌ی داستان:

بلال حبشی سیاه‌پوستی بود در مکه که برده‌ی یکی از اشراف بود. وقتی مسلمان شد صاحبش او را به شدت تازیانه می‌زد و بلال مرتب "احد، احد" می‌گفت. روزی ابوبکر این را دید و به بلال گفت لازم نیست ایمان خود را اظهار کنی و بلال قبول کرد. اما باز روز دیگر ابوبکر بلال را در همان حال دید و باز او را از اظهار ایمان منع کرد و بلال نیز قبول کرد و این ماجرا مدام تکرار می‌شد. تا اینکه ابوبکر بلال را از صاحبش خرید به این نحو که او را با غلامی زیبا به علاوه‌ی دویست درهم نقره معاوضه کرد. صاحب بلال خندید که بسیار ضرر کردی و ابوبکر گفت: تو ضرر کردی که گوهری را مانند کودکان به جوزی دادی.

ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ 31/2/92 از همشهری عزیزمان بهمن صباغ زاده

درود دوستان. مراسم خاک‌سپاری استاد محمد قهرمان برگزار شد و آن سینه‌ی پُر از علم و معرفت زیر خاک رفت تنها راه دسترسی ما از این پس به استاد از طریق آثار به‌جا مانده از ایشان است. از یکی دو ماه پیش می‌خواستم کتاب "خدی خدای خودم" استاد را به دوستان مثنوی‌خوانم معرفی کنم که معمولا بحث‌ها به درازا می‌کشید و باز این معرفی کتاب به هفته‌ی بعد موکول می‌شد. امشب هم هرچه کتاب از استاد قهرمان در کتاب‌خانه‌ام داشتم را با خود به انجمن مثنوی‌خوانی بردم و قرار بود در آخر وقت این کتاب‌ها را معرفی کنم که متاسفانه باز هم بحث تا بعد از ساعت 23 ادامه یافت و این معرفی به هفته‌ی آینده کشیده شد. توضیح مفصل زندگی‌نامه و آثار استاد را در آرشیو با برچسب زندگی‌نامه محمد قهرمان قابل مشاهده است و شعرهای محلی استاد را در آرشیو با برچسب شعر محلی قهرمان می‌توانید بخوانید
ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ 24/2/92   از همشهری عزیز بهمن صباغ زاده

به نام آفریننده‌ی زیبایی

درود دوستان مهربان. سه‌شنبه‌ای اردیبهشتی بود و ساعت 9 شب من و دیگر اعضای جلسه‌ی مثنوی‌خوانی دور هم جمع شدیم تا داستان جدیدی را از مثنوی معنوی مولوی را از زبان دکتر رضا نجاتیان بشنویم. موضوع این هفته چند داستان پیاپی از دفتر ششم مثنوی بود که خوانده شد و در انتهای جلسه مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفت. از این هفته به پیشنهاد دوست عزیزم آقای هادی عابدی تصمیم گرفتم خلاصه‌ی داستان را در ابتدای هر گزارش بیاورم تا کسانی که وبلاگ را می‌خوانند بتوانند خیلی راحت به محتوای داستان دست پیدا کنند؛ و اما خلاصه‌ی داستان‌های امشب:

خلاصه‌ی داستان سوم:

گدایی به در خانه‌ای آمد و از صاحب‌خانه قدری نان خشک یا نان تازه خواست. صاحب‌خانه چون بخیل و تنگ‌چشم بود نه تنها چیزی به او نداد بلکه با طنز و تمسخر گفت: مگر اینجا دکان نانوایی است؟ گدا گفت: پس مقداری پیه و چربی بده! جواب داد: اینجا که دکان قصابی نیست. گدا گفت: پس کمی آرد بده. گفت خیال می‌کنی اینجا آسیا است! گدا گفت: پس کنی آب بده. جواب داد مگر اینجا سر جوی آب است. گدا دید که حریف آن بخیل نمی‌شود دامنش را بالا زد تا در آنجا ... . صاحب‌خانه گفت: آهای، چه می‌کنی؟ گفت: این خانه چون جای زیستن نیست پس جای ریستن است!

ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ 17/2/92 ارسالی همشهری عزیز بهمن صباغ زاده

درود دوستان مهربان. داستان امشب داستان موش و قورباغه بود. استفاده از تمثیل قورباغه از طرف مولانا بسیار هوشمندانه است. موجودی آبی - خاکی، که هم در آب زندگی می‌تواند و هم در خشکی. قورباغه تمثیل بشر است که ساخته از جسم و جان است. ما از دوستی با موش ناگزیریم و از این بابت نباید بر قورباغه‌ی داستان خرده گرفت. دوستی ما با موش قضای الهی است و برمی‌گردد به آفرینش ما. اما اهمیت موضوع در میزان این ارتباط است

حکایت موش و قورباغه

دفتر ششم؛ بیت 2632؛ نسخه‌ی نیکلسون

 

مولوی » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۸۵ - حکایت تعلق موش با چغز و بستن پای هر دو به رشته‌ای دراز و بر کشیدن زاغ موش را و معلق شدن چغز و نالیدن و پشیمانی او از تعلق با غیر جنس و با جنس خود ناساختن

ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ 10/2/92از همشهری عزیز بهمن صباغ زاده

 به نام آفریننده‌ی زیبایی

درود دوستان مهربان. سه‌شنبه‌شب زیبایی بود و آخرین قسمت این داستان پُرشور و زیبا را با هم خواندیم. دکتر نجاتیان در روایت داستان به اختصار سخن گفت و ابیاتی را نادیده انگاشت تا توانست داستان را امشب به پایان بَرَد. پس از پایان روایت داستان از زبان دکتر رضا نجاتیان شرکت‌کنندگان در جلسه به اظهار نظر در مورد حکایت این چند هفته پرداختند و این داستان از زاویه‌های مختلف مورد نقد و نظر دوستان قرار گرفت.

دیگر مطلبی که در مورد آن در جلسه صحبت شد بی‌انجام بودن مثنوی‌ست و این که این کتاب شریف چرا به رسم کتب معمول آن دوران موخره‌ای ندارد و حتی از آن گذشته داستان پایانی که دژ هوش‌ربا باشد به انتها نرسیده است و مثالی که در آن داستان آمده است (به عنوان وصیت پدر سه پسر را) هم به انجام نرسیده است؟ این مطلب مرا به فکر برد و کتاب‌های شعر و نثر قرن پنجم و ششم را در ذهن مرور کردم و دیدم مثنوی مولانا از موخره که هیچ، مقدمه هم ندارد و از آن‌چه در آن روزگار به عنوان مقدمه از ستایش خدا و نعت پیامبر و خلفا و یا ائمه (بسته به مذهب نویسنده) رایج بوده هم خبری نیست و به نی‌نامه اکتفا شده است. این که این کتاب بزرگ تاریخ ادبیات چرا بی‌آغاز و بی‌انجام است مرا به یادداشت یکی از شاگردان استاد فروزانفر از قول استاد در این باب رساند که در بخش کنفرانس ادبی این شنبه‌شب‌ها (گزارش جلسه‌ی 967؛ بخش کنفرانس ادبی) خواهم آورد.

ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ 3/2/92 ارسالی از همشهری عزیز  بهمن صباغ زاده

دکتر رضا نجاتیان و احسان انوریان که برگزار کنندگان جلسه‌اند تصمیم گرفتند از داستان‌های کوچک بگذرند و آن‌ها در فرصت‌هایی جدا جدا بررسی کنند. بحث امشب بحث استعداد بود و قرار بر این شد که دوستان در این خصوص تفکر و مطالعه کنند تا هفته‌ی آینده این موضوع را بشود بازتر کرد و بیشتر به آن پرداخت.

جلسه‌ی آینده در تاریخ سه‌شنبه 10/2/1392 برگزار خواهد شد و موضوع آن قسمت چهارم همین حکایت خواهد بود. از طرف برگزارکنندگان جلسه از همه خواهش می‌کنم (اول به خودم می‌گویم) وقت‌شناس باشند و سر ساعت 9 در جلسه حاضر شوند تا بشود از زمان حداکثر استفاده را کرد.

ادامه نوشته

گزارش جلسه مثنوی خوانی به تاریخ 20/1/92 ارسالی تز همشهری عزیز بهمن صباغ زاده

به نام آفریننده‌ی زیبایی

درود دوستان مهربان. اولین جلسه‌ی امسال هم که مشتاقانه منتظرش بودم برگزار شد. بعد از یک‌ماه دوستانم را که هر هفته ایشان را می‌دیدم، دیدم و بعد از تبریک و دیده‌بوسی به اتفاق هم به سخنان مولانا از بیان دکتر نجاتیان گوش فرادادیم. امیدوارم امسال برای انجمن مثنوی‌خوانی سالی خوب باشد و با کمک هم به فهم اندیشه‌های مولانا نزدیک و نزدیک‌تر بشویم. مانند گذشته روایت داستان به عهده‌ی آقای رضا نجاتیان و مجری جلسه آقای احسان انوریان بود.

جلسه‌ی آینده در تاریخ سه‌شنبه 27/1/1392 برگزار خواهد شد و موضوع آن قسمت دوم همین داستان است.

 

ادامه نوشته