فريبا متولد ۱۳۶۴ است و چهارمين فرزند خانواده اي هشت نفره. بايد شهر فومن را به سمت روستاي «شولم صالح سرا» پشت سر بگذاريد تا بتوانيد با اين هنرمند معلول ديدار کنيد، دختري که تمام جواني اش در خانه اي کاهگلي در روستا سپري شده است.«زماني که به دنيا آمدم وضعيت جسمي ام طوري بود که دکترها اميدي به زنده بودنم نداشتند، آن ها وقتي ماجرا را به پدرم گفتند تصور مي کردند که پدرم مرا قبول نمي کند اما وقتي پدرم فهميد من داراي معلوليت هستم از دکترها خواست هر کاري مي توانند بکنند تا مرا به خانه ببرند».فريبا اين حرف ها را مي زند

او مي گويد: «۱۱سال است که به هنر خودم متکي شده ام، با يادگيري بافتني، ليف و شال و کلاه و شينه يا همان روسري، مي بافم يا نقاشي هاي مختلف مي کشم، طبيعت روستايمان را مي کشم يا روي پيراهن و يا پارچه ها مليله دوزي و پولک دوزي مي کنم و تا به حال توانسته ام کارهاي زيادي را انجام دهم».
اما فريبا معصومي به خاطر نبود امکانات و دور بودنش از شهر نمي تواند اجناس خود را بفروشد و افراد کمي از اهالي روستا هستند که از او خريد مي کنند.
«دوست دارم همه کارهايم را بفروشم و با فروختن آن ها انگيزه اي براي ادامه کار و انجام کارهاي ديگر پيدا کنم.»