صدا و سيما و نقش ملي بودنش
آذرمنصوري/ صدا و سيما به عنوان رسانه ملي بايد نقش ملي بودنش را به بهترين و كامل‌ترين شكل ممكن انجام دهد، همه سلايق و ديدگاه‌ها و جريانات فعال كشور بايد احساس كنند كه به نيازهايشان پاسخ مناسب و بجا داده مي‌شود. اما اگر غير از اين شكل عمل كند و فقط تريبون يك جناح خاص باشد و اهداف و برنامه‌هاي يك جريان خاص را تبليغ كند عملا نقش ملي بودنش را زير سوال مي‌برد. بر همين اساس هم فكر مي‌كنم كه با توجه به حماسه سياسي مردم در 24 خرداد ماه و راي مردم به آقاي روحاني نشان از يك مطالبه و درخواست دارد. به همين دليل انتظار محتمل از صدا و سيما اين است كه فضا را براي حضور منتخب مردم فراهم كند تا بتواند به سهولت و آساني از رسانه ملي براي ارائه برنامه‌هايش و گزارش عملكردش استفاده كند.در غير اين صورت و در فضايي كه رسانه‌هاي برون‌مرزي به شدت در حال گسترش هستند و هيچ محدوديتي با توجه به پيشرفت تكنولوژي نتوانسته مانع پيشرفت آنها شود، مردم ترجيح خواهند داد اخبار و تحليل‌ها را از ديگر رسانه‌ها دنبال كنند كه اين موضوع به‌جد ناخوشايند خواهد بود، چرا كه اين راه ميانبر نه در شأن نظام جمهوري اسلامي است و نه به نفع رسانه ملي، در مقابل وظايف صدا و سيما، دولت هم بايد همه توانش را به كار گيرد تا بتواند از ظرفيت‌هاي صدا و سيما براي حرف زدن با مردم استفاده كند چون حقيقتا صدا و سيما فراگيرترين رسانه و علي‌القاعده در دسترس‌ترين رسانه در كشور است.بر همين مبنا من فكر مي‌كنم كه اين حق مردم است كه سخنان و عملكرد رييس‌جمهور خودشان را از رسانه ملي‌شان دنبال كنند.اما در قضاوت عملكرد صدا و سيما در قبال دولت تدبير و اميد لازم است كه عملكرد اين رسانه و رفتار آن را در دولت يازدهم با عملكرد و رفتار اين سازمان با دولت نهم و دهم مقايسه كرد و حتي مقايسه رفتار اين سازمان با دولت اصلاحات و دولت نهم و دهم هم خالي از لطف نيست. بر مبناي اين مقايسه است كه عملكرد صدا و سيما به عملكردي جناحي شبيه‌تر مي‌نماياند تا عملكرد يك سازمان ملي. چرا كه در صدا و سيما عملا محور برنامه‌ها حول يك جريان خاص مي‌گردد و هر ناظر بي‌طرفي را هم به اين قضاوت مي‌رساند كه عملكرد اين سازمان با ملي بودن بسيار فاصله دارد، مويد اين امر نيز اقدام اخير صدا و سيما با رييس‌جمهور براي ارائه دومين گزارش مردمي حسن روحاني است.

*فعال اصلاح ‌طلب