گروه سياسي- سعيد شمس: «رابطه دولت يازدهم با جريان اصلاح‌طلبي چه نوع رابطه‌اي است»، «آيا دولت و جبهه اصلاحات مي‌توانند فضاي فعلي را حفظ كنند»، «چرا اصولگرايان اصرار دارند كه رييس دولت را با تفكر اصلاح‌طلبي غريبه بخوانند» و...

اينها مسايلي است كه از بامداد 25 خرداد سال جاري در فضاي سياسي مطرح شده و به عنوان پرسش‌هايي مهم ادبيات سياست داخلي مطرح مي‌شوند. چه اينكه روحاني با حمايت مستقيم چهره‌هاي ممتاز اصلاح‌طلبي روي كار آمد و اين مساله براي اصولگراياني كه بازنده انتخابات بودند «غيرقابل تحمل» به نظر مي‌رسد.

عبدالواحد موسوي لاري وزير كشور دولت اصلاحات در گفت‌وگو با «مردم‌سالاري» با پاسخ دادن به سوالات در خصوص اين موضوع صحبت كرد.

اصولگرايان اصرار دارند تا منكر رابطه دولت با اصلاحات شوند، اين موضوع چرا از سوي آنها دنبال مي‌شود؟

رييس‌جمهور هيچگاه نگفته اصلاح‌طلب است و جبهه اصلاحات او را عضوي از جريان خود نمي‌داند. حقيقت، اين است كه مردم در 24 خرداد حسن‌روحاني را به عنوان نماينده تفكر اصلاح طلبي در انتخابات ديدند و به همين دليل بايد گفت «آرمان‌هاي اصلاح‌طلبي» بود كه راي بيشتر نسبت به تفكر اصولگرايي آورد. روحاني هم انصافا بعد از برنده شدن در انتخابات تاكيد كرد كه به ميثاقي كه با مردم بسته است، پايبند خواهد بود كه تا به امروز هم در عمل چيزي غير اين نشان نداده است و دقيقا به همين دليل است كه شاهد به وجود آمدن نوعي اميدواري و اطمينان نسبت‌ به آينده هستيم.

انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري چه تجربه‌اي را پيش‌روي اصلاح‌طلبان قرار داد؟

مهمترين نكته‌اي كه در 24 خرداد مشخص شد، اين است كه جريان اصلاح‌طلبي به اين نتيجه رسيد كه مي‌توان به جاي چهره اصلاح‌طلب، تفكر اصلاح‌طلبي را وارد كارزار انتخابات كرد. چون مهم تحقق اهداف اصلاح‌طلبي است كه براي تحقق آنها حتما نبايد فردي اصلاح‌طلب در راس امور قرار بگيرد.

چرايي تحركات ضد دولتي اصولگريان با وجود عملكرد قابل قبول دولت را در چه چيزي مي‌بينيد؟

آنها قافيه را باخته‌اند و به همين دليل اين روزها از آينده هراس دارند و مي‌دانند كه به احتمال قريب به يقين در انتخابات آتي هم با بي‌وجهي مردم مواجه خواهند شد و به همين دليل به قول معروف رشته كار از دستشان خارج شده است و به جز تخريب و تهمت و همچنين فرافكني كار ديگري نمي‌توانند انجام بدهند.

اصولگرايان مدعي‌اند كه رابطه روحاني و اصلاحات رابطه‌اي كوتاه و مقطعي است، آيا چنين است؟

من نمي‌توانم درباره آينده اظهارنظري داشته باشم. اما اين را مي‌توان گفت كه تا امروز، رييس دولت به طور جدي مطالبات اصلاح‌طلبي مردم را پيگيري كرده است و اينكه با جريان اصلاح طلبي به مشكل بخورد، آرزوي جرياني است كه تماميت خواهي را براي خود اصل مي‌داند و در راستاي اين هدف رفتار مي‌كند. البته بايد گفت بعيد است كه دولت و اصلاحات همخواني امروز را تداوم خواهند بخشيد.

البته كارشكني‌هايي هم مشاهده مي‌شود.

اينكه نخواهند و نتوانند همكاري و همنشيني دولت و اصلاح طلبان را بربتابند، امري طبيعي است و غير اين هم نمي‌توان انتظار داشت. آنها در هشت سال گذشته قدرت را به طور تمام و كمال در اختيار داشتند و حالا كه قافيه را به رقيب باخته‌اند، نمي‌توانند آرامش خود را حفظ كنند و به همين دليل هم تخريب مي‌كنند و هم سعي مي‌كنند با تفرقه افكني نگذارند دولتي كه با شعارهاي اصلاح‌طلبي روي كار آمده است، با نيروهاي اصلاح‌طلبي همكاري كند.

مي‌توانند در رسيدن به اين هدفشان موفق شوند؟

اگر روال بر منوال 5 ماهه اخير باشد، نه. خوشبختانه تعامل بدنه اصلي دولت و جريان اصلاحات به گونه‌اي است كه رابطه عميقي به وجود آمده و البته رييس دولت هم به خوبي مي‌داند كه تفكرات اصلاح‌طلبي در موقعيت به وجود آمده سهم مهمي دارد و به همين دليل بعيد است كه تعامل خود با اين جريان مردمي را ادامه ندهد.