رادر باقر متشكرم

الياس حضرتي
ديروز بعد از 24 ماه تلاش و كوشش شبانه‌روزي، مهندسان و مديران شهرداري تهران و قرارگاه خاتم‌الانبيا (به عنوان مجري طرح) يكي از بزرگ‌ترين و سنگين‌ترين طرح‌ها جهت ايجاد تسهيلات براي عبور و مرور آسان‌تر و سهل‌تر مردم تهران را آماده افتتاح كردند. قطعا اين طرح هم مثل خيلي از طرح‌‌هاي ديگر موافقين و مخالفيني دارد و هر يك استدلال و دلايل و منطق خاص خود را دارند كه در جاي خود قابل استماع و دقت و مطالعه است. ولي آنچه مهم‌تر از اين مخالفت‌ها يا موافقت‌ها خود را در اين پروژه نشان مي‌دهد اقدام شجاعانه و ريسك‌پذير مديران شهري براي كارهاي بزرگ است. نگارنده اين سطور به‌رغم رفاقت‌هاي قديمي به خصوص همسنگري در دوران دفاع مقدس با آقاي قاليباف، انتقاداتي هم به شيوه مديريت او و ديدگاه‌هاي اجتماعي و سياسي‌اش دارم. ولي با همه اين اختلاف‌نظرها و اختلاف سليقه‌ها انصاف نيست كه اقدام جسورانه و شجاعانه مديراني را كه دست به كارهاي بزرگ با ريسك بالا مي‌زنند قابل تقديس ندانيم. آنچه مدت‌هاست به عنوان يك ضايعه دامن مديران كشور را گرفته و از قبل اين ضايعه كشور دچار خسران و زيان‌هاي جبران‌ناپذيري هم شده است فرار مديران از ريسك‌هاي بالاي مديريتي، فرار از كارهاي اساسي و زيربنايي و فرار از زير بار پروژه‌هاي سنگين رفتن است و آنان در مجموع روحيه‌يي محافظه‌كارانه از نوع منفي پيدا كرده‌اند و تسليم‌ كارهاي كوچك و فرعي و جزيي روزمره شده‌اند، در اين ميان اگر مديري تمامي حواشي و مشكلات و دردسرهايي را كه معمولا در كنار كارهاي بزرگ وجود دارد به جان و دل بخرد و اقدامات بزرگ را در دستور كار خود قرار دهد، قابل تقديس است و بابت ايجاد اين فرهنگ از او بايد تشكر كرد و من وظيفه خود مي‌دانم كه با همان ادبيات دوران جنگ بگويم برادر باقر متشكرم. برادران متشكرم.