جلسه هشتم تیرماه جاری در سالن اجتماعات جامعه تربتیهای مقیم تهران برگزار شد
جلسه هشتم تیرماه جاری در سالن اجتماعات جامعه تربتیهای مقیم تهران برگزار شد جلسه در ساعت 20/9 دقیقه شب با تلاوت آیاتی از قران توسط اقای رمضانی یکی از همشهریان آغاز و سپس با نواختن سرود جمهوری اسلامی رسمیت یافت آنگاه اقای دکتر علی سیاسی ضمن تشکر از حضور کلیه همشهریان و از جمله آقای دکتر غلامحیدر ابراهیم بای سلامی و همشهری فرهیخته آقای جلال رفیع و همچنین اقای خسروی نماینده مردم شریف تربت حیدریه در مجلس شورای اسلامی از اقای عارفی کیا که کلیه هزینه های این شب را بخاطر سالگرد در گذشت مادرشان تقبل نموده اند تشکر کرده و سپس برنامه را اعلام نمودند قرائت شعر توسط اقای قهرمانی 2 سخنرانی تیمسار بازنشسته نیروی هوایی آقای عابدینی 3 سخنرانی اقای دکتر ابراهیم بای سلامی در باره نکو داشت عثمان محمد پرست 4 و سخنرانی آقای جلال رفیع اقای قهرمانی پس از قرائت اشعارش از اینکه امکان دریافت سمعک به مبلغ حدود 2.5 میلیون تومان از طریق بیمه آموزش و پرورش را ندارد گله کرد و در خواست داشت خوبست شرکت های بیمه بخشی از این هزینه سرسام آور را به پردازند .آقای عابدینی پس از خوش آمد گویی از آقی دکتر علی سیاسی در باره جلسه گذشته انتقاد کرد و گفت این درست نیست که بگوئیم جاده تربت حیدریه را آگر آقای رضایی نمی بود انجام نمیشد جون این جاده در زمان نمایندگی آقای توسلی زاده شروع شده و اقای ابراهیم بای هم آنرا کمک کردند و همچنین در باره فرودگاه شادمهر ایشان گفت من خودم کارشناس علوم و فنون نظامی هوایی و همچنین در رشته علوم سیاسی دارای مدرک دانشگاهی میباشم و باید بگویم تحت هیچ شرایطی احداث فرودگاه شادمهر دارای توجیه اقتصادی نیست و در شرایطی که ما تحریم هستیم این کار وقت دولت را گرفته و هزینه های گزافی را به دولت تحمیل میکند شما در نظر بگیرید فاصله مشهد تا تربت 1 ساعت و 20 دقیقه میباشد که با برقراری خط هوایی مناسب نیست . یا در رابطه با نیروگاه برق انهم برای استان خراسان که اصلا" اشتباه بوده قبلا" اقای توسلی زاده اقدام کرده بوند ولی دارای توجیه نمیباشد بنابراطلاعاتی که من دارم ما در کشور مشکل کمبود برق نداریم حداقل میتوانم بگویم که ما در خراسان خیلی تولیدمان از مصرف برقمان بیشتر است و ما در حال حاضر تمام برق تولیدی نیروگاهای کشوروارد قسمت دیسپچینگ وزارت نیرو شده واز آنجا تقسیم میگردد ما در حال حاضر به کشور عراق افغانستان و تاجیکستان برق صادر میکنیم لذا ایجاد نیروگاه در حال حاضر انهم در منطقه تربت حیدریه دارای صرفه اقتصادی نیست ما باید براساس براوردهای انجام شده طبق تجارت جهانی فقط در راستای کشاورزی کارکنیم چون در این قسمت ما توانمندیهای زیادی داریم .تیمسار بازنشسته نیروی هوایی در بخش دیگری از سخنانش اعلام کرد باید بدانیم ایجاد دانشگاه علوم در تربت حیدریه در زمان آقای توسلی زاده شروع و تصویب گردید و ایشان زحمات زیادی کشید و در اینجا او خطاب به آقای خسروی نماینده جدید در مجلس شورای اسلام گفت آقای خسروی شما در مجلس باید پیگیر کارهای کل کشور باشید شمانماینده کل مردم ایران هستید و شما نباید وقتتان را فقط برای شهر تربت بگذارید شما سعی کنید مشکلات اساسی مملکت را حل کنید جناب ابولقاسم خان خسروی شما همانطور که یک بسیجی متعهد بوده ای باید با همان روحیه به جلورفته و از هیچ چیز هراس نداشته باشی همگی ما پشت سرشما خواهیم بودو همشهریا ن بدانند که آقای خسروی با 20 میلیون تومان هزینه تبلیغات کارش شروع شده در حالیکه نمایندگانی هستند که مبلغی حدود 500 میلیون هزینه کرده و مردم را به شام و نهار دعوت مینمایند شما واقعا" نماینده مردمی تربت حیدریه میباشد همه همشهریان هم در خدمت شما هستند شما هرکاری دارید کلیه همشهریان آماده همکاری میباشند سپس آقای دکتر سیاسی پشت تریبون قرار گرفت و گفت منهم از شما تشکر مینمایم که در این مورد تذکر دادید و واقعا" زحمات بیدریغ اقای توسلی زاده را نمیتوان نادیده گرفت لازم به یاد آوریست در زمانیکه ایشان نماینده بودند من هرگونه سفارشی داشتم ایشان انجام میدادن و من از ایشان ممنون هستم ولی در زمان اقای رضایی من ازایشان هیچگونه تقاضایی نکردم و در خواستی هم از دیگران برای ایشان نبردم من عاشق فکر و اندیشه دکتر ابراهیم بای هستم و اقای دکتر ابراهیم بای سلامی را که از بهترین نمایندگان بودند همیشه مورد توجه من میباشند سپس از آقای حاج حسن اقای ضیایی مدیر عامل جامعه خواستند که به عنوان مدیر عامل در جلسه سخنرانی نمایند ولی ایشان گفتند انشاله برای فرصتی دیگر سپس اقای سیاسی از آقای دکتر ابراهیم بای سلامی خواستند که به جایگاه امده و سخنانشان را آغاز نمایند و او هم پشت تریبون قرار گرفته و سخنانی بشرح ذیل ادا نمود .آقای ابراهیم بای سلا می ضمن خوش آمد گویی به حاضرین از اینکه با توجه به مشغولیت درباره همایش نکو داشت جناب عثمان محمد پرست چون آقای بهروز از ایشان دعوت به عمل آورده بودند ایشان در جلسه حضور یافتند .سلامی در باره همایش 12 تیرماه در باره نکو داشت عثمان محمد پرست در تالار شمس سخن گفت به اعتقاد ایشان عثمان بخشی از فرهنگ بومی موسیقی مقامی ماست در شرق کشور است و من به هرکس زنگ زدم استقیال کرد چون ما در شرق خراسان ذخیره های غنی فرهنگی داریم که باید انرا پاس بداریم و آنرا ترویح کنیم که بتواند در بحران فرهنگی که غرب برای جوانان ما ساخته سر فراز بیرون ائیم .واما درباره جاده و کارهای عمرانی در زمان نمایندگی باید بگویم که جناب خسروی و اقای عابدینی در طول نمایندگی هیج نمایندهای نیست که نخواهد کار کند و همگی علاقمنذ هستند که کارکنند و من درباره آقای دکتر سیاسی و اخوی ایشان بگویم من زمانیکه میخواستم در دبیرستان قطب تربت حیدریه ثبت نام کنم میگفتند باید پدرت بیاید و من یکی از فامیل ها رابردم بجای پدرم چون او نمی امد و آنجا آقای سیاسی گفتند شما پدرش هستیداوجواب داد بلی بعد به او گفتند اگر فردا پسر شما در مسیر گروهکها قرار گیرد و یاد دچار مشکلات جدی شود شما مسئولیت آنرا میپذیرید در اینجا بود که فامیل من گفت نه من پدر ایشان نیستم و سرانجام مهدی آقای سیاسی گفت من خودم پدرش میشوم و من را ثبت نام کردند .من همیشه خاطرات خوبی از اخوی شما روانشاد مهدی اقای سیاسی دارم و خانواده شما را دوست میدارم و اما در باره جاده تربت حیدریه مشهد باید بگویم این جاده از باغچه تا مشهد بصورت 4 بانده در زمان اقای هاشمی رفسنجانی پایان یافت وبعدا" قرارشد در سال 80 بین باغچه و تربت حیدریه جاده 4 بانده اجرا شود و در زمان آقای عابدین پور بود و پیشنهاد هم از طرف من بود و آقای عابدین پور هم آنرا امضا کرد و رضایت سایر نمایندگان را هم گرفتیم و توانستیم در کمیسیون عمران مجلس آنرا تصویب کنیم و لی دولت آقای خاتمی آنرا اجرا نکرد و شما میدانید که من آقای خاتمی را چقدر دوست دارم واو چه انسان فرهنگی اسلامی است ولی آقای برزگرکه مدیر کل امور راهها بود مخالفت کرد در لایحه بودجه نیست ولی در قانون مصوب مجلس هست (اسناد آن هم در مجلس موجود است ) در کمیته تلفیق هم آقای صفایی فراهانی خیلی کمک کرد و منهم معاون کمیسیون عمران بودم و با پیگیری به زور تصویب کردیم تصویب شدن آنهم بصورتی بود که من گفتم برای تصویب 24 طرح دیگر اول باید این جاده تصویب شود تا ماهم بقیه را تصویب کنیم که این کار هم انجام شد نمایندگان مهم تبریز هم موافقت کردند و آقای برزگر جلسه را بعنوان اعتراض ترک کرد و بما ردیف ندادند و بعد آقای خرم آنرا اجرا نکرد گفت این جاده زورکی است من از اقای خرم سئوال کردم حق نداری قانون را اجرا نکنی ( و من با توجه به اینکه در رای موافق به وزارت راه آقای خرم که معاون وزارت کشور بود نقش داشتم ولی بلخاط اجرا نشدن جاده تربت از او سئوال کردم )سرانجام ایشان میگفت این جاده مطالعات زمین شناسی نداشته و از نظر توپو گرافی در ردیف بدترین جادها میباشد ولی سرانجام علاوه بر تصویب ان 18 کیلومتر جاده کمر بندی تربت حیدریه هم مصوب شد که این کار در زمان آقای عابدین پور انجام شد نه آقای توسلی زاده و در سال 83 این جاده عملیاتی شد واقعا" جا دارد در حالیکه حاج اقای رضایی در جلسه امشب حضور ندارند بگویم پیگیریهای مستمرخیلی خوب اقای رضایی در اجرا و بهره برداری رساندن این جاده تربت باغچه برکسی پوشیده نیست من شخصا" از ایشان تشکر مینمایم آقای عابدینی که میگوئید باید به فکر کل ایران باشیم ما باید به فکر شرق کشور هم باشیم مثلا" همین شهرستان خواف ثروتمند ترین شهر ایران است و بزرگترین معادن سنگ اهن در کشور را دارد . جالب است بدانید وقتی ما میخواستیم پروژه راه آهن بافق تربت حیدریه مشهد را تصویب کنیم نمایندگان شرق و غرب کشور مخالف بودند از جمله جناب دکتر مهدیزاده نماینده مردم گناباد استاد من که میگفت چون از گناباد نمی گذرد من مخالف هستم و واقعا" تلاشهای زیادی صورت گرفت که با توجه به محدودیت بودجه در سالهای 75 از طریق اضافه نرخ هرتن کیلومتر 5ریال به هزینه ها توانستیم بودجه 10 میلیاردی برای این آن تامین نمائیم که این پروژه یکی ازبزرگترین طرحهای بنیادی در نظام مقدس جمهوری اسلامی میباشد تمام اسناد ان در مجلس است و پس از ان ما گفتیم که ممکن است سال دیگر در مجلس نباشیم لذا طرح راه اهن تربت حیدریه هرات را پیشنهاد دادیم تا راه اهن تربت حیدریه خواف اجرا گردد و اتصال تربت حیدریه که در گرانیگاه و مرکز امن اقتصادی شرق و غرب جهان قرار دارد که با وصل به را ه اهن چین از بن ست تمد ن شرق خارج شد و این راه اهن در سال 83 انجام ودر سال 84 افتتاح گردید البته بعد ها راه اهن خواف به هرات وصل نشد وحتی ما تلاش کردیم که ایستگاه راه آهن تربت حیدریه را در مورشک احداث کنند که در آینده این یکی از بزرگترین بار اندازهای مرکز تجارت شرق کشور خواهد بود ولی متاسفانه این هم انجام نشد ولی مهم نیست بهرحال آقای خسروی کلیه همشهریان همه گونه در اختیار شما خواهند بود من در زمان اقای رضایی هم در اینجا عرض کردم هرگونه کمکی ازمن ساخته باشد برای آن امادگی دارم حالا هم به شما همین موضوع را میگویم امیدوارم در کارتان موفق باشید و اما در باره فولاد خواف باید عرض کنم پروژه فولاد سنگان از پروؤه های ورشکسته ای بود که سال 100 میلیون تومان اعتبار داشت و 120 میلیون تومان حقوق میداد که در واقع حقوق کارمندانش را نداشت و در عملا" پروژه ورشکسته بود شما اکنون نگاه کنید باتوجه به اینکه روزی 1000 تریلی از خواف سنگ آهن به چین میرود ولی بازهم این کار اقتصادی نیست درصورتیکه ما نباید موادخام صادر کنیم ما باید کار آفرینی کنیم و ارزش افزوده بوجود آوریم من یک پیشنهاد برای تربت جیدریه دارم قبلا" هم به حاج آقای رضایی گفته ام به آقایان عابدین پور و توسلی زاده و شما هم میگویم که باید تربت حیدریه استان شود و با توجه به شهرستان های خواف- گناباد- رشتخوار- کاشمر- زاوه و... و همچنین منابع دیگر تربت حیدریه لیاقت استان شدن را دارد و باید نمایندگان در این مورد تلاش زیادی را به عمل آورند که در واقع باید ما سطح مدیریتی شهرستان را ارتقا دهیم که برای مسائل کوچک منتظر تصمیم ازمرکز استان نباشیم علیرغم اینکه در روزنامه قبلا" نوشته بودند تقسیم خراسان اشتباه بزرگ بود ولی پاسخ این است که ما نمیخواهیم خراسان را تقسیم و یا بقولی کوچک کنیم بلکه میخواهیم سطح مدیریتی آن ارتقا یابد شما فکر کنید ما چه چالشهایی در زمینه نا امنی در منطقه تربت حیدریه داشتیم خوشبختانه این مسائل حل شده است لذا باید دست بدست هم دهیم به مهر و تربت خویش را کنیم اباد .آنگاه آقای دکتر سیاسی ضمن تشکر از اقای دکترابراهیمبای سلامی از آقای جلال رفیع درخواست کرد که برای سخنرانی به چایگاه تشریف بیاورند .جلال رفیع هم ضمن تشکر وقدر دانی از محبت آقایان سیاسی ابراهیم بای شروع به صحبت نمود و اعلام داشت با توجه به کمبود وقت البته میخواستم در رابطه با زبانشناسی مخصوصا" زبان و گویش تربتی صحبت کنم که نشد و خواستم بگویم یک روز از این کوچه رد می شدم دیدم نوشته کوچه تربت حیدریه وبعد از چند روز دیدم نوشته اند نه خیر کوچه اردلان و همین طور ادامه دارد ومن به این نیتجه رسیدم که علیرغم حسن نیت کسانی که این طرح را پیشنهاد نمودند لازم نیست که مردم این کوچه فکر کنند که تربتیها آمده اند کوچه و منطقه انهارا تصاحب کنند وبه استناد همشهری که خیلی رک گوی است به شما ل کشور رفته بود و در یکی از بانکهای شمال کشور کار داشته و از او سئوال کرده بودند کجایی هستی ایشان هم میگوید تربت حیدریه و مسئول بانگ میگوید که چرا اینقدر از تربتیها بد میگویند ایشاندر جواب میگوید بخاطر اینکه آنها باج به شغال نمیدهند طرف گفت احسن سعی کنید اینطور از خود دفاع کنید ولی ما باید فرهنگ تربت را در شرایط کنونی شان آنرا پائین نیاوریم و به خیلی مسائل بها و اهمیت بدهیم خدا رحمت کند آیت اله طالقانی در نماز جمعه اول انقلاب گفتند که شنیده ام که پزشکان و پرستاران تابلو بیمارستان امیر علم را برداشته و تابلو بیمارستان طالقانی را گذاشته اگر مقصودتان ایت اله طالقانی دیگری غیر ازمن است که هیچ ولی اگر مقصودتان منم لازم است آن تابلو را پائین بیاورید چون من اصلا" قبول ندارم و اللا من و نماز گذاران خودمان بعد از نماز جمعه آنرا عوض میکنیم دلیل انهم اینست بهر حال امیر اعلم هر کس بوده انرا وقف کرده و ما اجازه تغیر آنرا نداریم و گویا قبل از پایان نماز جمعه تابلو برداشته میشود جالب است که ایشان گفتند که مقصود اسلام از این کار این بوده تا مردم تشویق شوند که کارهای خوب را انچام دهند و فرهنگ وقف ترویج یابد یادم است در سالهای گذشته من مصاحبه ای با رئیس جمهور وقت در صدا و سیما داشتم و ایشان عنوان نمودند که بعضی از تغیر نامها نتیجه معکوس داشته کما اینکه مثلا" در مشهد میدان عدل پهلوی تبدیل به عدل خمینی شده و در حالیکه میشد این بنام عدالت و یا عدل اسلامی باشد که این چنین تداعی منفی نکند چون این موضوع چنبه شخص میگیرد یعنی قرار بوده شخص برود و شخص دیگری بیاید و در هرصورت به نظرم من بعنوان یک نفر و یک رای نظرم اینست که نام کوچه را تغیر ندهیم بهتر است سعی کنیم صحبتها را برمنبع مشترکات خودمان انجام دهیم تا اتحادمان بهتر صورت پذیرد یادم است در سال گذشته مسائلی توسط یکی از همشهریان بیان شد که موجب ناراحتی دیگران شد و لازم است این موضوع مورد توجه قرار گیرد باید مشترکات خود را حفظ کنیم مثلا" یکی از همین مشترکات اقای عثمان محمد پرست میباشد البته نمیدانم حدود چند سال دارند حتما یک 80 سالی دارند البته ما ایرانیها معمولا" در این مورد مشکلی نداریم مثلا"از شخصی میپرسیم چند سال سن داری میگوید یک 60یا 70 سالی دارم بنظر میرسد 10 سال هم برایمان تفاوتی نمیکند چون وقت زیاد برایمان ارزشی ندارد یادم میاد زمانی در هلند بودم قرار شد نام فرزندانم را در مهد کودک بنویسم فرمی را بمن دادند تا پرکنم یادم است من تاریخ روز تولد همسرم رانمیدانستم و مسئول که خانمی بود گفت مگر میشود شما تاریخ تولد همسرتان را ندانی و منهم گفتم آنقد در ایران مشکلاات جنگی بوده و هرروز بمب باران است که ما همه چیز را فراموش میکنیم انها روی وقت حساس هستند ولی ما نیستیم آقای عثمان در جشن های خارجی شرکت کرده و خیلی مورد توجه بوده است . و اما اشنایی من با استاد محمد پرست از زمانیکه من در تربت حیدریه معلم بودم شروع شد در ان زمان من برای خرید کتاب از کتابفروشی آقای محمود خطیبی که قبل از انقلاب زحمات فرهنگی زیادی می کشید و بعد از انقلاب هم در پشتیبانی از جبهه های جنگ تحمیلی تلاشهای موثری نمود و در نهایت به درجه شهادت نایل گردید خداوند روحشان را شادکند در یکی از روزها که من در مغازه اقای خطیبی بودم دیدم محمو د آقا در باره تفاوت شیعه و سنی از من سئوال میکند و منهم در حال پاسخ دادن بودم و بحث ما گرم شده بود در این موقع دیدم اوبه شکلی بمن باچشمش اشاره کرد و دیدم مردی با قیافه روستایی در حال برداشتن کتابی ازقفسه میباشد و به صحبتها من و ایشان حساس شده بود آقای خطیبی گفت جناب عثمان نظر شما در این باره چیست و یک مرتبه ایشان وارد گفتگو شد و بحث ما خیلی بالا گرفت و من فهمیدم که او ادم معمولی نیست بلکه او اطلاعات خوبی داشت مثلا"در ان زمان راجع به مصر سخن گفت و از اردن و ملک حسین صحبت میکرد و صحبتهای زیادی میکرد و منهم به کتابهای اهل تسنن ازجمله طبری استناد میکردم ان موقع ایشان ازعوام اهل سنت واز تند رویهای اهل شیعه انتقادمیکرد و او گفت تمام ان کتابهایی که شما به آن استناد میکنی اونهارا بمن نگو چون همه را خواندم بعد متوجه شدم ایشان ادم اهل مطالعه ای است و بعدا" خیلی باهم صمیمی شدیم و یکبار من متوحه شدم راننده سرویس مدرسه حجت که من در انجا کار میکردم (و اولین مدرسه ملی تربت حیدریه بود که توسط حاج آقای حسینی فرش فروش در بازار گمرک تاسیس گردیده بود) پسر آقای عثمان محمد پرست است او هم مانند پدرش ادم خوبی بود و من با او دوست شدم واز طریق ایشان برای اولین بار به خواف رفتم و یادم است اقای کیمیاوی کار گردان فیلم مغولها از آسیاب های بادی نشتیفان خواف انجا فیلمبرداری کرده بود بعدا" دوستی ما قوت بیشتری گرفت البته گویا نقل است که این آسیابها را در زمان چنگیزخان ساخته اند البته روایت زیاد است و بقول همشهری فرهیخته ما آقای محمد رضا خسروی مغولان در زاوه که مرکز اولیه تربت حیدریه بوده کشتار های زیادی کرده اند و لی گویند سرانجام انها در فرهنگ اصیل ایرانی هضم شدند و لذا احتمالا خود ایرانیها اسیابادی نشتیفان خواف را بنا کرده اند سالها گذشت در روزنامه اطلاعات که ساختمان آن در خیابان خیام بود من ودوستانم مجله ادبستان در زمینه فرهنگ و موسیقی را چاپ میکردیم ودر یکی از ان روزها که آقای محمد پرست به انجا دعوت شده بود از ایشان در باره فراگیری دوتار و نواختن موسیقی با ایشان مصاحبه ای انجام دادم ودر همان سال 70 مطالب و تصویر ایشان چاپ و منتشر گردید و ایشان در همان سال دکترای افتخاری در رشته موسیقی مقامی خراسان را دریافت کردند نظیر ایشان هم روانشاد حاج قربا ن سلیمانی در قوچان بود که او هم تخصصش در دو تار و بداهه نوازیست من ایشان را درفرانسه درجشنواره اوینیون در شهریور سال 70 شمسی دیدم که این جشنواره مربوط به هنر اقوام سایر ملل است ایشان با لباس سنتی خودش امده بود و همگی هنرمندان شرکت کرده بودند از جمله( ژان ﮐﻠﻮد ﮐﻠﯿﺮ و پیتر بروک )که از استادان تاتر در دانشگاهای فرانسه بودند در جلسه حضور داشتند و من نگران بودم که اینها نکند از این برنامه استقبال نکنند ولی خوشبختانه حاج قربان با لباس کردی و با داشتن عمامه امد و در آنجا دوتار نواخت و استقبال گرمی از اوشد و روز بعد روزنامه لیبراسیون در باره جشنواره اقوام فارسی زبان مطلبی چاپ کرد و استاد حاج قربان سلیمان را به عنوان ستاره جشن اوینیون معرفی نمود و به تعریف از او پرداخت و خوشبختانه روز بعدمن در خانه ایران در شانزلیزه پاریس مجدا مهمان حاج قربان بودیم و من غزلی خواندم واو هم خیلی با دوتارش شاهکار کرد من ازاو پرسیدم چگونه شما دو تار را یادگرفته اید ایشان توضیح داد من در صبحهای سحر در کنا مزارع گندم و مهتاب شب با تار مینواختم و لذت میبردم و احساس میکردم گیاهان هم مخاطبین دوتار من بودند بر همین اساس منهم یک رباعی فی البداهه سروده و تقدیم ایشان کردم و حالا هم من انرا تقدیم عثمان محمد پرست میکنم که ان رباعی چنین بود در باغچه سرو ناز من میرقصید گل بوته جانماز من میرقصید در دامن مهتاب شکوفا میشد هرگل که سحر به ساز من میرقصید حالا باید بگویم برای همین است که حافظ میفرماید صبح است ساقیا قدحی پر شراب کن دور فلک درنگ ندارد شتاب کن مطلب دیگری که میخواهم به ان اشاره کنم در باره تخریب فلکه مسجد جامع و ایجاد چهار راه بمنظور کاهش ترافیک در ان ناحیه است که البته با توجه به اینکه همشهری گرامی آقای خطیبی از طریق سایت (تربت ما )اطلاع رسانی کردند و منهم موافق این طرح نیستم و ما باید توجه کنیم که نباید توسعه شهر را با نابودی شهر ایجادکنیم در همین فرانسه در منطقه شانزلیزه در یکی از کوچه هایش ساختمان دوطبقه ای میبینید که در زمانیکه ارتش آلمان انرا در اشغال خود داشته تمام پارتیزانان فرانسوی را در آنجا شکنجه میکردند بعد از پیروزی ژنرال دوگل دستور داد این مرکز که نماد مقاومت مردم فرانسه است باز سازی و به شرکتی که کارش به نوعی مناسب آنجا بود اجاره داده اند البته با مبلغی کمتر از اجاره واقعی و در برابران آن شرکت موظف است همیشه آنرا باز سازی و تمیز نگهه دارد که این نماد کشور فرانسه میباشد آنها اینجوری برخورد میکند حالا ما در تربت حیدریه مثلا قسمت زمستانی مسجد جامع را خراب کردند تا فضای بهتری برای نماز گزاران بوجود اورند ( لازم به یاد آوریست محل مذکدر خیلی شباهت داشت به مسجد وکیل شیراز و ستونهای زیبایی داشت ) علیرغم اینکه نیت انها خیر بود ولی چون مطالعه نکرده بودند بعد ها پشیمان و ناراحت شدند که سودی نداشت در حالیکه میشد مثلا" با خرید خانه های اطراف این موضوع را حل کرد بهرحال خیلی بداست که ما نماد های فرهنگی شهر مان را برداریم مثلا" مسجد جامع ، مدرسه هراتی اینها همگی نماد فرهنگی شهرستان است در حالیکه انها میراث نیاکان ما بوده و هویت ما در آن نهفته است در پایان از مسئولین جامعه تقاضا دارم از همه همشهریان دعوت شود تادر برنامه های جامعه به معرفی خود پرداخته و یا در باره مسائل گوناگون سخنرانی نمایند و از این طریق وحدت و مودت بیشتری در جامعه شکل گیرد . پس از پایان سخنرانی آقای رفیع و صرف شام مراسم پایان یافت
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر ۱۳۹۲ ساعت 13:31 توسط کاظم خطیبی
|
باغ ملی شهرستان تربت حیدریه