مناسبت روز بزرگداشت شيخ بهايي شيخ بهايي؛ جلوهاي از جامعيت يک عالم ديني
نويسنده: جواد نوائيان رودسري culture@khorasannews.com
آموزه هاي دين مبين اسلام، زمينه ساز پرورش دانشمندان و بزرگان بسياري است. بزرگاني که در عصر طلايي جهان اسلام، علم را بسان يک فريضه ديني فرا گرفتند و بر گسترش و تکميل آن همت گماشتند. تعدادي از اين فرهيختگان جهان اسلام از جامعيتي شگفت در علوم برخوردار بوده اند؛ جامعيتي که زاييده نبوغ فراوان و زايدالوصف آن ها و نيز تشويق و اهتمام اسلام، به عنوان يک دين جهانشمول، به کسب دانش بود. انديشمنداني نظير ابن سينا، ابوريحان بيروني و در سده هاي بعد بزرگاني نظير شيخ بهايي، در زمره همين علماي جامع الاطراف بودند. در اين ميان، شيخ بهايي به سبب گستره دانش خود و جامعيتش نمونه اي برجسته در عصر صفوي است. هنردوستي دانشمند و دين شناسي عارف و در عين حال آگاه به عمق شريعت و ايستاده بر مسند عقلانيت و منطق، که بي گمان فخر جهان اسلام و بالاخص ايرانيان مسلمان محسوب مي شود.
محمد بن عزالدين حسين، در 8 اسفند سال 925 هجري شمسي (26 ذي الحجه 953 هجري قمري) در قريه جبع يا جباع، در منطقه جبل عامل لبنان متولد شد. پدرش عزالدين حسين از شاگردان و دوستان صميمي شهيد ثاني بود که در علوم ديني و مسائل شرعي، مورد وثوق مردم منطقه جبل عامل بود، او علاوه بر اين ها در ديگر علوم نيز دستي داشت و از دانشمندان شهير عصر خويش محسوب مي شد، خاندان او از نسل حارث همداني، صحابي عارف و عاشق امام علي(ع) بودند. دوران حيات وي در جبل عامل مصادف با سخت گيري هاي روزافزون عثماني ها بر شيعيان به سبب قدرت يافتن حکومت شيعي صفوي در ايران بود، اين امر با به شهادت رسيدن شهيد ثاني به دست يکي از سرکردگان عثماني به اوج خود رسيد. پس از شهادت شهيد ثاني، عزالدين حسين که فعاليت در چنين شرايطي را ناممکن مي ديد، به دعوت شاه تهماسب صفوي و شيخ الاسلام دانشمند او، علي بن هلال کرکي، مشهور به شيخ منشار، به ايران مهاجرت کرد و شيخ بهايي در حالي که تنها 13 سال داشت، همراه پدر وارد قزوين، پايتخت آن روز صفويه شد. آن ها جزو نخستين گروه از علماي شيعه خارج از ايران بودند که پس از تشکيل حکومت شيعي صفوي به ايران کوچ کردند.شيخ بهايي تحصيلات خود را ابتدا نزد پدر و سپس نزد استادان بزرگ آن دوره تکميل کرد و به افتخار دامادي شيخ علي منشار نائل شد. در همين دوره است که در کنار علوم ديني و عقلي، دانش طب، رياضيات و نجوم را در اعلي درجه مطلوب آن عصر فرا گرفت و به سبب همين توانايي ها به استادي بي بديل مبدل شد. او اجازه اجتهاد و نقل روايت را از پدرش دريافت کرد و پس از آنکه پدرش مسند شيخ الاسلامي هرات را يافت، مدتي را در مشهد گذراند و به تدريس پرداخت. وي پس از رحلت پدرش در بحرين، در حين بازگشت از سفر حج، در عهد سلطان محمد خدابنده و شاه اسماعيل دوم، ابتدا شيخ الاسلام هرات و سپس شيخ الاسلام اصفهان شد؛ اما عطش آموختن او را لحظه اي رها نکرد، اين بود که مسند شيخ الاسلامي را رها کرد و پاي در سفر نهاد. به حج رفت و پس از آن در سير و سياحت خويش، عراق، حلب، شام، مصر، حجاز و فلسطين را درنورديد و در هر شهري به ديدار علما شتافت.در همين سفرها بود که گنجينه اي از دانستني هاي جديد را به همراه آورد و از آن در تدوين کتاب هاي ذي قيمتش بهره برد. او پس از بازگشت به اصفهان، بسيار مورد توجه شاه عباس قرار گرفت و شيخ الاسلامي پايتخت صفويه به او سپرده شد و مرجع امور ديني شاه و خاندان صفوي شد؛ اين در حالي بود که در آن دوره مشرب اخباري رواجي تمام داشت و شيخ بهايي با وجود اعتقاد اصولي خود، توانست بر انبوه مخالفان چيره شود و اعتماد شاه را تا آخرين روز حيات حفظ کند. در همين دوره است که با اصوليون بنام آن عصر و نيز علمايي نظير ميرداماد ارتباطي دوستانه و پايدار برقرار کرد و به احياي علوم عقلي در حوزه هاي علميه همت گماشت. شيخ در دوران حيات خود دوبار پياده به مشهد سفر کرد و سرانجام در 8 شهريور سال 1000 خورشيدي (12 شوال سال 1030 هجري قمري) بدرود حيات گفت. او را در محل تدريسش در جوار حرم مطهر حضرت امام رضا(ع) به خاک سپردند.[دايرة المعارف بزرگ اسلامي- ذيل نام شيخ بهايي]
شيخ بهايي در علوم ديني سرآمد روزگار خود بود. او از سنين کودکي با درس و بحث ديني آشنا شد و در مکتب پدرش اين علوم را به کمال فرا گرفت. وي که علم تفسير قرآن را اشرف علوم مي دانست در مطالعه و تحقيق کار گذشتگان در اين حوزه، اشتياقي وافر داشت و به همين سبب بيشتر تفاسير نگاشته شده تا زمان خويش را مطالعه کرد و بر برخي از آن ها حاشيه ها نوشت که يکي از معروف ترين آن ها حاشيه وي بر «کشاف» زمخشري است. شيخ بهايي از اکابر علماي اصولي به حساب مي آمد و با نوشتن کتاب سترگ «زبدةالاصول» کوشيد تا حاصل تتبعات خويش در اين علم را به شکلي منسجم به طالبانش ارائه کند و همزمان ، با نگارش کتاب شريف «جامع عباسي»، نخستين اثر جدي فقهي را به زبان فارسي عرضه کرد و عملا رساله عمليه مفصلي را در يک مقدمه و بيست باب ( از طهارت تا ديات) به رشته تحرير درآورد، از او در حوزه فقه 29 رساله و کتاب باقي مانده است[دانشنامه آزاد اسلامي اهل البيت(ع)]که از ميان آن ها مي توان به «شرحي بر من لايحضرة الفقيه» و نيز «اثني عشريات» اشاره کرد. شاگردان او در حوزه علوم ديني جملگي از اعاظم و صاحب نظران زمان خويش بودند. از جمله آن ها مي توان به محمدتقي مجلسي(مجلسي اول)، ملامحسن فيض کاشاني ( صاحب صافي و وافي در تفسير و حديث)، شيخ زين الدين (نواده شهيد ثاني)، ملا صالح مازندراني و مجتهد کرکي اشاره کرد.[سايت فرهنگي حوزه]
شيخ بهايي در علوم عقلي نيز شهره روزگار بود. حوزه تدريس او در اصفهان و قزوين بزرگان و نامداراني چون ملاصدرا را به عالم فلسفه تقديم کرد و در همين راستا کتاب هايي نظير «انکار جوهر الفرد»، «الوجود الذهني» و «وحدت وجود» را به رشته تحرير درآورد. او در عين اعتقاد و التزام به علوم عقلي، هرگز عالم معنا را ترک نگفت و اسير سرخوشي هاي فلسفي نشد. زهد فراوان او و تشويق ديگران به دوري از دنيا و ظواهر آن، در جاي جاي آثارش و به ويژه مثنوي «نان و حلوا» و «کشکول» ديده مي شود. حاشيه ها و شرح هاي او بر ادعيه مشهور نظير صحيفه سجاديه، خود گواهي بر حالات دروني و شوق بندگي خداوند در اوست. شيخ با وجود اين ميل باطني، براي مهار برخي رفتارهاي افسار گسيخته شاهان صفوي به عنوان مشاور در کنار آن ها ماند و براي حفظ حقوق مسلمانان، مسند شيخ الاسلامي را حفظ کرد.
شيخ در علوم فني و مهندسي نيز يد طولايي داشت. آثار معماري و مهندسي او در اصفهان هنوز هم چشم را مي نوازد و تدبيرش در ساخت خيابان مشهد، که امروزه با نام بالاخيابان و پايين خيابان شهره است، جلوه اي از هنر شهرسازي وي را به رخ مي کشد. وي در طول حضورش در اصفهان بر معماري بناهاي باشکوهي نظارت کرد و در کنار آن ها با تقسيم آب زاينده رود بين اهالي مجاورش، آن ها را از سال ها درگيري و دعوا رهانيد. او در معماري ابداعاتي دارد که ظاهرا برخي بازتاب تتبع او در آثار متخصصاني چون فرزندان موسي بن شاکر و تعدادي نيز ابداعات شخصي خود اوست. او چنان در اين هنر يگانه دوران بود که براي بسياري، فعاليت او در حوزه هاي ديگر مشکل و بعيد به نظر مي رسيد. شيخ که هنردوستي پاکباخته بود، به تمشيت امور هنرمندان و تيمار ايشان اهتمام داشت و استاداني چون ميرعماد قزويني و رضا عباسي در زير سايه هنرپرور او باليدند و رشد کردند. شيخ بهايي پس از مسافرتي به آذربايجان به همراه شاه عباس و بازديد از بقاياي رصدخانه مراغه، تصميم به ترميم و احياي آن گرفت و طرحي نيز براي آن تهيه کرد، اما پايان حيات، مجالي براي انجام اين مهم به او نداد؛ با اين حال او با نگارش رساله «تشريح الافلاک» کوشيد تا دانش خويش در حوزه نجوم را نيز در اختيار علاقه مندان قرار دهد. وي در رياضيات نادره دوران خود بود و رسالات فراواني را در اين باب نگاشت که از جمله آن ها مي توان به «بحرالحساب»، «خلاصة الحساب و الهندسه» و «جبر و مقابله» اشاره کرد.
باغ ملی شهرستان تربت حیدریه