نبرد نامتقارن با ماهواره راهبردي که مغفول مانده است
خراسان - مورخ یکشنبه 1390/09/27 شماره انتشار 18008

امير دبيري مهر-نزديک ده سال پيش، مسئله ماهواره اصلا و ابدا جدي گرفته نمي‌شد. فراموش نمي‌کنم چند سالي تلاش مي‌شد، اهميت موضوع و اين که اين پديده در آينده نزديک به متغيري تأثيرگذار در کشور تبديل خواهد شد، براي متوليان امر روشن شود. امروز مي‌بينيم، چنين شده است و گروه‌هاي کاري و افراد مسئول به اين نتيجه رسيده‌اند براي اين «معضل و تهديد» چاره بينديشند و همين دغدغه مبارک، من را بر آن داشته است که درباره اين پديده و پيوندهاي پيچيده آن، با مخاطب درنگي داشته باشم.در اين باره بايد گفت که فعاليت شبکه‌هاي ماهواره‌اي فارسي زبان، شوربختانه با فعاليت‌هاي آشکار سياسي ضد نظام جمهوري اسلامي آغاز شد. از همين رو، تولد نامبارکي داشت که در ايجاد ذهنيتي ويژه به ماهواره مؤثر افتاد، ولي آرام آرام به حوزه‌هاي شبه فرهنگي در قالب موسيقي و تاک‌شو (برنامه هاي گفت و گو محور)سرايت کرد؛ اما در قالب‌هايي کليشه‌اي و ضعيف و کم‌تاثير. اما در سه سال اخير و با ظهور نسل جديد، اهميت و تأثيرگذاري شبکه‌هاي ماهواره‌اي بر مبناي برخي نظرسنجي‌هاي معتبر و مشاهدات ميداني، نزد مسئولان و تصميم‌گيران البته با رويکردي تهديدمحور دوچندان و با تدابيري در سطح نظام، مقرر شد اين مسئله را شوخي نگيريم و براي آن چاره‌اي بينديشيم و صرفا به تقابل نينديشيم که برخوردي انفعالي و هيجاني، انجام وظيفه‌اي است که لزوما پيروزي در بر نخواهد داشت. بگذاريد از همين آغاز و آشکارا موضع خود را، در قبال روش‌هاي سخت‌افزاري اعمال شده در برابر شبکه‌هاي ماهواره‌اي اعلام کنم و آن هم مخالفت مستدل است. برخورد‌هاي سخت‌افزاري مانند جمع‌‌آوري ديش و رسيور از خانه‌ها و فرستادن پارازيت و... نه تنها تأثير چنداني ندارد، بلکه پيامدهاي ناخوشايندي بر ذهن و روان جامعه به ويژه نخبگان جامعه وارد مي‌کند و به شکاف‌هاي متقاطع و متراکم اجتماعي مي‌افزايد؛ افزون بر اين که پيشرفت‌هاي فناوري اطلاعات و ارتباطات، همواره از اين دست کارها جلوتر و پيشروتر است. ناگفته نماند که تدابير سخت و امنيتي با موضوع ماهواره ريشه در نشناختن اين مسئله دارد. البته عزيزاني که چنين تدابيري مي‌انديشند، نيروهاي دلسوز و متعهد و مسئول هستند، ولي مشکل در انگيزه‌ها نيست، بلکه در انگيخته‌ها و راهکارها و روش‌هاست. مشکل در شناخت مسئله است و به تعبير فلاسفه علم، چون معرفت شناسي مختل است، روش شناسي برانگيخته از آن نيز دچار اختلال مي‌شود.ما گمان مي‌کنيم شبکه‌هاي ماهواره‌اي از ما قوي‌تر و کارسازتر کار مي‌کنند و اصطلاحا حرفه‌اي‌تر هستند. براي همين، راهکار مقابله را برخورد با آن ها مي‌دانيم، به گونه‌اي که شهروندان به اجبار نتوانند اين شبکه‌ها را ببينند. در حالي که مسئله اين نيست. نکته جالب و البته تأسف‌آور اينجاست که طرفداران برخورد سخت با ماهواره‌ها در ناخودآگاه خود، در واقع از محتواي مبتذل اين شبکه‌ها ترسيده‌اند . در مقابل، طرفداران برخورد هوشمند با شبکه‌هاي ماهواره‌اي ضمن شناخت سپهر رسانه‌اي در دنياي جديد، بر نقاط قوت و توانايي‌هاي فرهنگي و هنري و رسانه‌اي داخلي تأکيد دارند. واقعيت اين است که ما به سرعت در فضاهاي نوين رسانه‌اي قرار مي‌گيريم که همواره در حال تغيير و تبديل است و قواعد جديد و برساخته‌اي بر آن حاکم است و براي موفقيت در اين عرصه رقابتي، بايد قواعد را بشناسيم و با روزآمد کردن اين شناخت، رقبا را از ميدان به در کنيم، زيرا شکستن قواعد، دردي را دوا نمي‌کند؛ همان گونه که دست عفوني شده را قطع نمي‌کنند و گلوي چرکي را نمي‌برند، بلکه با آنتي‌بيوتيک‌ها درمانش مي‌کنند. دنياي رسانه‌ها، دنياي رقابت‌هاست؛ البته حريفان ما در اين رقابت به ويژه در سه حوزه «برنامه هاي غيراخلاقي»، «خشونت» و «سرگرمي» محدوديت‌هاي کمتري دارند و از اين رو، مي‌توانند به بخشي از علايق مخاطبان پاسخ دهند اما آيا ميدان رقابت به همين سادگي است که گمان کنيم چون آن ها مزيت‌هايي دارند که ما نداريم، پس راه مقابله، جلوگيري از ديده شدن آن ها به هر ضرب و زوري است؟

به طور منطقي و استدلالي، پاسخ منفي است. اگر کساني در مقام مخالفت يا موافقت با ماهواره‌ها، تصور کنند مي‌توان مردم اين زمانه را به بهره‌مندي چهارچوب‌مند و محدود از برخي رسانه‌ها وادار کرد، سخت در اشتباه هستند. همه مشکل در همين فهم از رابطه مخاطب و رسانه است. اگر کسي بپندارد که مخاطبان وقتي رسانه‌اي را برمي‌گزينند، همه اطلاعات و پيام‌هاي رسانه را باور مي کنند و مي‌پذيرند، باز سخت در اشتباه است. ديدن و خواندن و شنيدن هيچ التزام منطقي با باور کردن و پذيرفتن ندارد که بر همين مبنا، کاناليزه کردن شبکه‌ها را، راهکار جلوگيري از انحراف سياسي و عقيدتي و اخلاقي جامعه بدانيم. آناني هم که مي‌انديشند، جامعه را مي‌توان با برنامه‌هاي مبتذل منحرف و بي‌اخلاق کرد، سخت در اشتباهند. مسئولان شبکه‌هاي ماهواره‌اي فارسي زبان هم که بيشتر به دولت‌هاي دشمن جمهوري اسلامي وابسته هستند گاه دچار اين توهم مي‌شوند که چون آمار استفاده از برنامه‌هاي ماهواره‌اي بالا رفته است، در نتيجه مردم به آن ها اعتماد بيشتري دارند، در حالي که چنين نيست. آدميان چوب و آهن و سنگ نيستند که با نگاه مهندسي و مکانيکي، بتوان هر کاري با ذهن و انديشه آن ها انجام داد. انسانها حتي اگر در پايين‌ترين سطح سواد و فهم اجتماعي باشند، در برابر پيام‌ها و اطلاعات و تحليل‌ها واکنش نشان مي‌دهند. در توضيح بيشتر اين مسئله بايد گفت، چند قاعده بنيادي در رابطه مخاطب و رسانه در سپهر نوين رسانه‌اي حاکم است که بدون در نظر گرفتن آن ها، نمي‌توان الگويي براي رويارويي هوشمند با ماهواره‌ها فراهم کرد و گويا، اين گزاره‌ها کمتر مورد توجه قرار گرفته است:1 مخاطبان در دنياي جديد رسانه‌اي، تنوع طلب هستند و اين حق را براي خودشان قايل اند که از محصولات و توليدات رسانه‌اي و فرهنگي گوناگون استفاده کنند. منع و تقابل ديگران با اين خواسته را برنمي‌تابند و به آن واکنش‌هاي مستقيم و غير مستقيم نشان مي‌دهند.2 مخاطبان در جهان جديد رسانه‌اي از اين که صاحبان رسانه‌ها گمان کنند آن ها موجوداتي منفعل در برابر رسانه هستند، متنفرند و به آن واکنش نشان مي‌دهند. همه ما کساني را مي‌شناسيم که بيننده و شنونده و خواننده رسانه‌اي هستند که اساسا در نقطه مقابل سلايق و علايق آن ها عمل مي‌کند و مخاطب در حين ارتباط با رسانه به آن واکنش نشان مي‌دهد.3 ديدن و شنيدن و خواندن توليدات رسانه‌اي، لزوما به معناي پذيرش آن از سوي مخاطب نيست، بلکه مخاطب در بسياري مواقع در مقام تکذيب کننده و تقابل در برابر رسانه قرار مي‌گيرد. البته تحصيل‌کردگان و صاحب نظران، اين تقابل را بيان مي کنند و گاه مي‌گويند، ولي مخاطب عمومي در درون خود دست به چنين تقابلي مي‌زند و حتي گاه آن را بروز نمي‌دهد؛ مانند اخباري که باور نمي‌شود و تصاويري از سريال‌هاي ماهواره‌اي که خانواده‌هاي ايراني خودخواسته در کنار خانواده سانسور مي‌کنند.4 ذهنيت و باور مخاطبان در فرآيندي پيچيده از مجموعه متنوعي از داده‌ها و انگاره‌ها و تحليل و تعبير‌ها و تفسير‌ها شکل مي‌گيرد که سرانجام با واقعيت صيقل مي‌خورد. دقيقا بر خلاف کساني که مي‌پندارند اين رسانه‌ها هستند که واقعيت را مي‌سازند. اين جمله اخير، يک دروغ بزرگ است که چون زياد تکرار شده است، بسياري آن را باور کرده‌اند. عبارت درست اين است که رسانه‌ها در ساخت واقعيت نقش دارند و گاه اين نقش پررنگ مي‌شود. مخاطب در هر سطحي از سواد رسانه‌اي و شعور اجتماعي، رسانه‌ها و پيام‌هاي آن را زماني جدي مي‌گيرد که ارتباطي با واقعيت داشته باشد.همين قواعد موجب شده است که ميان بسياري از مخاطبان رسانه‌ها در دنياي جديد، پديده‌اي به نام «رسانه‌گردي» شکل گيرد؛ رسانه‌گردي، همان رفتار و عادتي است که بسياري از شهروندان در شبانه روز به آن مشغول اند. در اين گردش رسانه‌اي، تنها و تنها پيام‌ها و توليداتي توجه ما را به خود جلب مي‌کنند و اصطلاحا در تور ما مي‌افتند که به پرسشي از پرسش‌هاي ما پاسخ دهند يا نيازي از ما را رفع کنند يا به ميلي از اميال ما پاسخ دهند.از آنجا که جامعه تکثر و تنوع بسياري دارد و نيازها و پرسش‌ها و اميال اين جامعه نيز در جاي خود تنوع و تکثر و تفاوت دارد، هيچ رسانه‌اي در دنياي جديد، توان و امکان پاسخگويي به اين ماتريس پيچيده را ندارد؛ اما رسانه‌هايي که متناسب با اين ماتريس پيچيده تنوع و تمايز داشته باشند، مي‌توانند نمره و رکورد بهتري براي خود در سپهر رقابتي رسانه‌اي فراهم سازند. رمز تأثيرگذاري رسانه‌ها، دقيقا در همين جاست و نبايد راه را اشتباه رفت.اين مسئله، بعدي از ابعاد معرفت شناسي رسانه‌اي است که در آغاز اين نوشتار به آن اشاره شد که اگر درک و فهم نشود، راهکارهاي بي‌اثري براي مقابله با ماهواره‌ها پيش روي ما مي‌نهد.البته در مقام اميدواري مي‌توان گفت اين روزها کاري در رسانه ملي در حال ثمر دادن است؛ راه‌اندازي شبکه‌هاي مستند، نمايش، شما، بازار، آي فيلم و... فعاليت هاي راهبردي است که بهترين و کارآمدترين و معقول‌ترين شيوه جذب تدريجي مخاطب است.ولي باز تأکيد مي‌کنم، نبايد انتظار داشته باشيم مخاطب تنها و تنها استفاده کننده از اين شبکه‌ها باشد، بلکه بايد تلاش کنيم با اين تنوع و اعمال تنوع محتوايي و ساختاري ،به اميال و نيازها و پرسش‌هاي او بيشتر پاسخ دهيم و سرانجام در انگاره‌سازي رسانه‌اي در ذهن مخاطبان، دست برتر داشته باشيم.مهم اين نيست که مخاطب از چه رسانه‌هايي بهره مي‌گيرد که متأسفانه، اين مسئله اصلي بسياري از ما شده است بلکه مهم اين است که تصويرسازي و انگاره‌هاي شکل گرفته در ذهن مخاطب چگونه باشد.عامل کارساز در شکل‌دهي اين نگاره و تصوير، سنخيت توليدات رسانه‌اي با نيازها و اميال و پرسش‌ها يا مسائل مخاطب است. رسانه‌اي نزد مخاطب اعتبار بيشتر و پايدارتري دارد که در اين فضا، کار و برنامه‌ريزي کند و رقيبان را پشت سر گذارد و فکر حذف رقبا را به کناري نهد.