دکتر ابراهيم فياض:
مشهد مي تواند به چهارراه ارتباطي جهان اسلام تبديل شود
خراسان - مورخ یکشنبه 1390/01/14 شماره انتشار 17800

دکتر ابراهيم فياض استاد دانشگاه شهيد بهشتي تهران است. او دکترايش را در رشته جامعه شناسي ارتباطات از دانشگاه بين المللي بيروت دريافت کرده و تا کنون مقالات و کتاب هاي فراواني در زمينه جامعه شناسي و ارتباطات منتشر کرده است. در گفت و گو يي با فياض بحث جغرافياي معرفتي ايران که مشهد مهم ترين کانون اين جغرافياي معرفتي است را مطرح کرديم که در ادامه ايشان به ظرفيت هاي ويژه مشهد و خراسان بزرگ در زمينه ارتباطات و ادبيات اشاره کرد و ازحضرت رضا(ع) به عنوان شخصيتي نام برد که ارتباطات گسترده فرهنگي با کل جهان داشته اند و در پناه اين ارتباطات بين المللي، تشيع را در ايران گسترش داده اند. اين گفت و گو هم اينک پيش روي شماست.

ترکيب شرق و غرب موجب توليد تئوري هاي جهاني درايران شده

**آقاي دکتر از اين جا شروع کنيم که شما در گذشته مقاله اي درارتباط باجغرافياي معرفتي ايران نوشته ايد و در آن به معرفي مراکز معرفتي ايران پرداخته ايد در باره اين جغرافياي معرفتي براي ما توضيح دهيد و اينکه مشهد در اين جغرافيا چه جايگاهي دارد؟

*کشور ايران همواره در دنيا يکي از مراکز مهم معرفتي بوده و هنوز هم اين نقش را در دنيا ايفا مي کند به طوري که هر زمان امنيت در شمال و جنوب ايرا ن تامين شده بلافاصله علم و دانش در ايران متولد شده است. مهم ترين تمدن هايي که تا کنون در ايران به وجود آمده اند يا در شمال ايران بوده اند و يا در جنوب اين ديار.بنابراين آنچه که در اين زمينه اهميت دارد تامين امنيت در شمال و جنوب ايران است تا پس از آن در شرق و غرب ايران چرخه علم به جريان افتد.به عنوان نمونه پس از اسلام و در عصر عباسيان با برقراري امنيت در شمال و جنوب ايران و ترکيب شرق و غرب اين سرزمين با يکديگر،عرفان شرقي و فلسفه غربي با يکديگر ترکيب شدند و تئوري هاي کلان ابوعلي سينا و فارابي به وجود آمد که مي توان اسمش را حکمت ايراني گذاشت حکمتي که هويت اسلامي هم دارد و دقيق ترش مي شود حکمت ايراني –اسلامي.

ترکيب مبارک شرق و غرب در ايران موجب توليد تئوري هاي جهاني در کشور ما شده و ادوار تاريخي بسياري را مي توان نام برد که به علت اين ترکيب، جريان حکمت سازي (البته حکمت به معناي واقعي اش نه به معناي فلسفه) در ايران به وجود آمده است.

بر اساس تحقيقاتي که من انجام داده ام ريشه اين حکمت در استان فارس و در شهرهايي مثل شيراز و کازرون که حالا شهر خود من نيز هست،وجود دارد من در کازرون استادان برجسته اي را ديده ام مثل نورالدين بلياني که اهل روستاي بليان اين شهرستان است که يکي از بزرگترين تئوري پردازهاي عصر خودش بوده. در روستايي مثل بليان عرفان به وجود مي آيد که يکي از اين بلياني ها استاد حافظ بوده. اين ها کساني بوده اند که تخيل و عرفان هندي را بازسازي کرده و مثل ريشه اي آن را وارد تنه معرفتي ايران کردنددر ادامه اين تنه مي آيد و مي رسد به اسلام. يعني عرفان از شرق از فارس به اصفهان مي رسد در اصفهان تبديل به حکمت نظري مي شود از غرب هم اين حکمت از طريق مراکزي مثل اروميه مي آيد و به شهرهاي واسط مثل قزوين مي رسد و بعد به اصفهان منتقل مي شود وقتي اين دو منطقه در اصفهان به هم مي رسند حکمت ايراني- اسلامي را توليد مي کنند.بخاطر همين است که اصفهان مرکز فلسفه ماست يعني ما تقريبا فيلسوف غير اصفهاني نداريم همانطور که شيراز در عرصه تخيل و شعر در ايران سرآمد است.

تنه معرفتي ايران ريشه اش در شيراز، بدنه اش در اصفهان و شاخه هايش در شرق و غرب ايران از مشهد تا تبريز گسترانده شده است.

مشهد يکي از مهم ترين حوزه هاي ارتباطي ايران است که تا کنون شناخته نشده

اما در پاسخ به اين سوال شما که پرسيديد مشهد در جغرافياي معرفتي ايران چه جايگاهي دارد؟ بايد بگويم؛ مشهد يکي از مهم ترين حوزه هاي ارتباطي ايران است که متاسفانه تا کنون شناخته نشده .طبق تحقيقات من هيچ کس مثل مشهدي ها تفکر ارتباطي ،بياني و ادبياتي ندارد همه بزرگان و استادان ادبي و ارتباطي ما از مشهد برخاسته اند بيشتر منبري ها و مداحان ما از مشهد بودند و هستند چون مشهدي ها قدرت بياني و ارتباطي بي نظيري دارند که نظيرش را ما در هيچ کجاي ايران سراغ نداريم.

شهري که مي تواند به چهارراه ارتباطي جهان اسلام تبديل شود

متاسفانه از اين ظرفيت ها و قابليت هاي فوق العاده مشهد در زمينه ارتباطات استفاده نشده در حالي که اگر استعداد ارتباطي مشهد با بعد معنوي اين شهر به واسطه قرار گرفتن بارگاه ملکوتي امام هشتم(ع) استفاده شود مشهد به يک چهارراه ارتباطي نه تنها در ايران بلکه در جهان اسلام و آسياي مرکزي که با خراسان اشتراک زباني دارند تبديل مي شود.

مشهدي ها واقعا داراي قدرت ارتباطي و بياني ذاتي عجيبي هستند من دانشجوي علم ارتباطات از مشهد زياد داشتم و متوجه شدم که آن ها چقدر به لحاظ ارتباطي و بياني با استعدادند به همين دليل معتقدم مشهد بهترين شهر براي علم ارتباطات است و اگر امنيت در افغانستان و پاکستان تامين شود مشهد مي تواند علاوه بر اين دو کشور در هند و کشورهاي آسياي ميانه هم نقش مهم و تاريخي خود را ايفا کند و در آينده يکي از بزرگ ترين و مهم ترين مکاتب ارتباطي نه تنها ايران بلکه آسياي مرکزي و جهان اسلام به مرکزيت مشهد تشکيل خواهد شد.

مزاياي شناخت جغرافياي معرفتي

**شناخت اين حوزه هاي معرفتي در ايران چه فوايدي براي کشور ما به دنبال خواهد داشت؟

*شناخت حوزه هاي معرفتي در ايران بسيار مهم است و به شدت به ما کمک خواهد کرد ما اگر اين حوزه هاي معرفتي را بشناسيم آن وقت تصميم گيري هاي مان در حوزه هاي مختلف بسيار دقيق و کارشناسي شده خواهد بود مثلا دانشگاه ها و مراکز علمي فلسفي ما بايد در اصفهان شکل بگيرد ما در تهران در زمينه فلسفه به جايي نمي رسيم.رشته هاي تخيلي و شعري ما بايد در شيراز راه اندازي شود در شهرهاي ديگر امکان موفقيت ما محدود است.بوشهر در زمينه موسيقي داراي استعداد ويژه اي است که بقيه شهرهاي ما از آن محروم هستند، به طور کلي جنوب کشور داراي استعداد عجيبي در زمينه موسيقي است که از فرهنگ آفريقايي گرفته شده در بوشهر اين توان موسيقايي در اوج خود قرار دارد پس ما در زمينه موسيقي بايد در بوشهر سرمايه گذاري کنيم همان طور که در زمينه ادبيات و ارتباطات مشهد بهترين گزينه است. اما باز تاکيد مي کنم ما روي حوزه هاي معرفتي ايران خوب کار نکرده ايم و نتوانسته ايم اين ظرفيت ها را درست بشناسيم و به دليل همين عدم شناخت توليدات علمي مناسبي هم نداشته ايم در حالي که اگر اين حوزه ها را مي شناختيم مي توانستيم توليد علم داشته باشيم و ديگر آن وقت گرفتارتهاجم فرهنگي و جنگ نرم و فتنه و...نمي شديم.

استعداد ويژه ادبياتي و ارتباطي خراسان

**گفتيد مشهد در زمينه ارتباطات و ادبيات داراي ظرفيت هاي منحصر به فردي است به لحاظ ادبيات که اين موضوع روشن است، گذشته ادبي پرافتخار خراسان بزرگ و اديبان و شاعران بزرگي که از اين ديار برخاسته اند گواه اين موضوع است اما به لحاظ علم ارتباطات اين خصيصه مبهم است براي ما شرح دهيد که وضعيت خراسان در اين حوزه چگونه است؟

*اصولا ارتباطات از مقوله ادبيات است يعني کساني که به لحاظ ادبي قوي هستند در ارتباطات هم توان ويژه اي دارند شهري که موقعيت ادبياتي قوي داشته باشد با لطبع استعداد ارتباطاتي قوي هم دارد و خراسان و اهالي آن از اين دسته اند . خاک خراسان به لحاظ ادبيات به شدت آيش شده و آماده است و همين توانايي به تقويت ارتباطات در مشهد کمک کرده است. مشهد مي تواند به يک چهار راه ارتباطي تبديل شود مي تواند روي آسياي ميانه،هند،کشورهاي اسلامي و... به شدت اثرگذار باشد به عنوان نمونه من وقتي به هند رفته بودم رهبر سيک هاي هند خود را خراساني مي دانست.

ما بايد جبهه فرهنگي خراسان بزرگ را به مرکزيت مشهد راه اندازي کنيم و حتي فرهنگ انقلاب اسلامي را از اين طريق صادر کنيم براي من خيلي عجيب است که ما از مشهد به افغانستان و پاکستان و هند خط راه آهن نداريم در حالي که بايد متصل به اين کشورها شويم کشورهايي که با خراسان زبان مشترک دارند برخي هم که هم مرز هستند برخي از کشورها مثل کشورهاي حوزه خليج فارس و عراق باز با خراسان اشتراکات ديني دارندو مسلمانان اين کشورها براي زيارت بارگاه امام هشتم به مشهد مي آيند بايد براي اين فرصت ها برنامه ريزي شود تا مشهد چهره جهاني خود را نشان دهد و به جايگاه اصلي خود بر گردد اما متاسفانه مديران خراسان اصلا در اين وادي ها نيستند اصلا به اين مسايل کلان فکر نمي کنند.

پول هست،مديريت نيست

آدم گاهي واقعا تعجب مي کند چطور مسئولان مشهد اين تفکرات را ندارند و وقتي هم کساني مثل ما اين موضوعات را مطرح مي کنند آنها خيلي راحت جواب مي دهند ما پول نداريم در حالي که پول در مشهد فراوان است آن چيزي که نيست مديريت است سالانه حدود 20 ميليون آدم به اين شهر مقدس سفر مي کنند خب پول اينها چه مي شود؟ چطوري خرج مي شود؟ پول در مشهد زياد است ولي هدر مي رود.حتي خود زائران هم امکانات رفاهي لازم را ندارند اطراف حرم پر از ترافيک و شلوغي و بهم ريختگي است فرودگاه مشهد واقعا در شان اين شهر نيست. خلاصه کلام کسي به فکر حل مشکلات و معضلات شهري مشهد نيست. متاسفانه در مشهد دلال بازي و رانت خواري به وفور پيدا مي شود ساختارهاي اداري مشهد بيمار است و فکر تازه در عرصه مديريتي اين شهر وجود ندارد.

مشهد يک روستاي گسترش يافته است

** از نگاه شما به عنوان يک استاد علم ارتباطات راه حل اين معضلات چيست؟ براي مشهد چه بايد کرد؟ چطوربعد معنوي اين کلان شهر مذهبي مي تواند با ظرفيت هاي ادبي و ارتباطي اش ترکيب شود؟

*تا وقتي که زيرساخت هاي مشهد در حوزه هاي فرهنگي،اجتماعي،سياسي،اقتصادي و... اصلاح نشود بقيه مسايل هم حل نمي شود اول بايد آنها درست شود اگر تصحيح شد آن وقت در ادامه اين موضوعات هم حل مي شود.يعني اول بايد مشهد تبديل به يک شهر بزرگ و پيشرفته شود الان مشهد يک روستاي گسترش يافته است که از 30 سال پيش همين طور دارد بزرگ مي شود بدون اينکه زيرساخت هاي آن درست شود.مشهد از وجود زيرساخت هاي يک شهر بزرگ در ايران محروم است تا چه برسد به اينکه بخواهد امکانات لازم براي يک شهر جهاني را داشته باشد و نقش جهاني خود را ايفا کند.

به نظر من اول بايد يک مرکز تحقيقاتي در مشهد شکل بگيرد تا آسيب شناسي و وضعيت فعلي مشهد را تشريح کند تا بعد بشود کار کرد اگر اين معضلات حل شود تاسيس دانشکده ارتباطات، راه اندازي شبکه هاي ماهواره اي بين المللي و...در مشهد امکان پذير خواهد بود.بايد شبکه هاي ماهواره اي ما مثل کوثر در مشهد مي بود نه در تهران،شبکه قرآن و معارف سيما و يا راديو قرآن بايد به مرکزيت مشهد راه اندازي مي شدند ولي حيف و صد حيف که گوش مديران شهري مشهد اصلا به اين حرف ها بدهکار نيست.بارها امثال ما اين حرف ها را گفتيم، پيشنهاد داديم ولي کسي نيست که عمل کند.الان دانشگاه هاي مشهد رشته ارتباطات ندارند حوزه علميه مشهد هم تلاشي در اين زمينه انجام نداده است.بايد دانشگاه و حوزه مشهد و آستان قدس وارد اين ماجرا مي شدند ولي نشدند.

قم نسبت به مشهد به مراتب امکانات کم تري دارد اما بسيار بيشتر پيشرفت کرده

در حالي که قم که به مراتب از مشهد امکانات کم تري دارد توانسته رشته ارتباطات را در کنار حوزه علميه داشته باشد تازه قم هيچ وقت ظرفيت هاي ارتباطي مشهد را نداشته و ندارد.ما خيلي در اين زمينه تلاش کرديم که دانشگاه ارتباطات در مشهد راه اندازي شود ولي هيچ کس به ما کمک نکرد که بماند حتي پي گيري هم نشد نه حوزه مشهد نه دانشگاه مشهد و...

اين امام رضايي (ع) که آستان قدس متولي آن است مي دانيد که بوده؟امامي بوده که ارتباطات فرهنگي گسترده با کل جهان داشته در آن دو سالي که حضرت در خراسان حضور داشتند با سران اديان و بزرگان جهان مناظرات و بحث هاي جدي علمي داشتند و از اطراف عالم براي بحث هاي گسترده علمي خدمت ايشان مي رسيدند و اگر همين ابعاد علمي نبود شيعه اين قدر در ايران گسترش نمي يافت. تشيع در پناه حضور امام رضا(ع) در خراسان به سرعت گسترش يافت و امام رضا در سايه ارتباطات فرهنگي اين کار را انجام داد.

اگر مشهدي ها به جنبه علمي امام هشتم که در بين ائمه به عالم آل محمد شهرت دارند نزديک شوند و اين را با ظرفيت هاي خود خاک خراسان همراه کنند آن وقت مشاهده خواهيد کرد که چه اتفاق مبارکي در مشهد رخ مي دهد.ولي نمي دانم چرا احساس مي کنم باز هم اتفاقي نخواهد افتاد چون اگر قرار بود کسي به اين حرف ها عمل کند وضعيت مشهد که اين نبود.